بازی با کلمات و دِل واژه ...
خورشيد زرديش را به درختان داد تا پاييز را بسازند..........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تنها بودن هاي شلوغ ...به از شلوغي هاي تنهاييست..
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بي آرزو ماند كودكي كه روزي آرزوي دنيايي نو را داشت....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دندان هاي دنيا روز به روز تيز تر مي شود .........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من با تموم نبودن هايت ميسازم ..اگر بودني باشد........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دام هاي نبودنت را طي كردم ...در چاه نديدنت افتادم........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تنهايي در خون من است چون ساخته خداييم كه تنهاست......
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نوازش هاي آسمان بر صورت مهتابيه مـــاه...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
واژگون گــَشت تمام كشتي هايي كه با ياد تو ساختم...........
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
در کارگه کوزه گری رفتم دوش/ دیدم دو هزار کوزه گویا وخموش// ناگاه یکی کوزه بر آورد خروش/ کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ويرانگر شده دنيا .هر روز به هيولايي مخوف تر مبدل مي شود....