بازی با کلمات و دِل واژه ...
ابر باش تا ببيني كه بارانت مي شوم...چشمان من هر شب براي تو مي بارد.....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ســوت پايان..داور مرا ميخواند.... اخراج از زندگي تــــو.......
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نيلي آسمان هم كه باشي باز هم ماه منــــي.....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
اينجا همان دنياست كه پر از بازي روزگار است زير پاهايت را نگاه كن هر قدم كه بر ميداري چاهي در اين نزديكيست.........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
آرزويم كه شدي تمام روز را براي برآورده شدنت دعا كردم........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ويرانگري ديگر بس است من با خاك مالا مال شدم...........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ماهي تنگــ بلور بشكست از غربت آب........
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
من دیوانه ام... ” دیوانه ” کسی است که از دانستن و فهمیدن بسیار دیوانه شده او دیوانه نیست عاقلیست در پوست دیوانه . دیوانه آدمی است خود را جدا کرده از جمع ، جمعی که او را درک نمی کنند نه خنده هایش را نه گریه هایش را . او تنهاست ، تنها در مسیری ، مسیری که قصد حرکت در آن را ندارد چون دلیلی برای حرکت ندارد …
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نيست..ديگر دلي نمانده همه را به تو بخشيده ام.........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
و تو نديدي كه بر من چه گذشت روزهاي تلخ نديدنت......
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
فراموشم کن ....نویسنده ( مهدی لقمانی) ===>(ديدگاه)
بازی با کلمات و دِل واژه ...
يك قدم به جلو بردار بگــذار بهتر ببينمت...شايد روزي در گوشه اي از جهان فقط بتواند از دور نگاهت كنم.............