بازی با کلمات و دِل واژه ...
ديگــــر صدايش نكن . . كسي رفتـــ ديگـــر جوابي براي تـــو نــدارد
بازی با کلمات و دِل واژه ...
يـــَخ زده بود . . بي آنكه بداند زمستان هم خواهد رفت . .
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من تمام شب از تو براي آسمان گفتم . . .طفلكي بدجور اشك مي ريخت . . به گمانم حسوديش شده بود . . كه ماهش پيش من است
بازی با کلمات و دِل واژه ...
و آدم بودن زحمت دارد ... میشود از مترسک ها آموخت ... آن ها تمام عمر می ایستند ... تا آدم حسابشان کنند ......!!!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
در پیچ هر جاده زنی را جا گذاشته ام ...که با برق چشم های مرد سوخت و به ارس زد ...حالا این زن را از دهان کدام ماهی پس بگیرم ...که راه ایل را بداند ...؟!