بازی با کلمات و دِل واژه ...
ديوار هاي يخي اب نمي شوند از احساسات قنديل بسته اين روزهاي من ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نه ميمانم و نه مي روم ..من همينجا كنار قلب تو ايستاده ام...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تاريك است روزگار.رويا پردازي مي كنند اين روزها مردمان اين سرزمين ... كاش بدانند روياهاي اين سرزمين از زمانيكه اميد جوانانش نابود شد رفته است ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
كوچه پس كوچه هاي كودكي ... از جلوي چشمانم عبور ميكند ..چيزي نمانده ..جز آه دلي از گذشته ها
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ديوار هاي خالي از نبودن ..حتي موشي هم در اين نزديكي ها نيست ..ديگر كسي حرفي براي ديوارها هم ندارد....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
يار نخواهم دگر اي رنج و غم بي پايان....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دل من با تمام تپش هايش ...فقط به شوق ديدن تو مي رقصد....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تـــيك تاك ساعت گذر ثانيه هاي نبودنت را به رخم مي كشند ..... ديگر قلبم از تپش ايستاده ...بيا با من مدارا كن
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تبر از ريشه بكن ...اين درخت اميدش را سالهاست كه از دست داده..
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من مبــهوت نگاهت مي شوم ..حتي اگر نگويي عزيزم......
بازی با کلمات و دِل واژه ...
راز هاي دلت را براي خودت نگه دار ..... تا لحظه اي كه لحد بر سينه ات بگذارند......
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ملوديه صدايت تنها آرامم ميكند...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تـــَه ِ شب رسيده اينجا .....