سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
رد پاهایم را پاک می کنم
به کسی نگویید
من روزی در این دنیا بودم.
خدایا
می شود استعـــــفا دهم؟!
کم آورده ام ...!
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
قدرت مرد جاذبه ی اوست و جاذبه ی زن قدرت او!
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
روزها را به شب بردم و شبها را به روز بهار را به تابستان تابستان را به پاییز پاییز را به زمستان زمستان را به بهاری دیگر سال کهنه را به نو بی آنکه لحظه ای درنگ کنم بی آنکه بیندیشم بی آنکه به اطرافم بنگرم کاش میتوانستم بایستم به عقب باز گردم و لحظه ها را به آغوش کشم و از آنها به خاطر از دست دادنشان معذرت بخواهم و قول دهم فراموششان نکنم غافل ازین که من هنوز هم به اطرافم نمی نگرم درنگ نمی کنم نمی اندیشم و چشمم بی خبر از آینده نگران گذشته است
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
باور نمیکنی نه ؟ من هم باور نمیکردم , حتی هنوز , اما واقعیت همین است " آسمان مرا جواب کرده است "
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
غرق خون بود و نمی مرد ز حسرت فرهاد
گفتنش قصه ی شیرین و بخوابش کردند
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
این روزها شبیه شیشه ی ماشین شده ام
خرد و تکه تکه ...
از هم نمیپاشم ولی شکسته ام باور کن !
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
اگر می بینی عاشق تو هستم، دیوانه تو هستم و تمام فکر و زندگی من تو شده ای به خدا بدان که این دست خودم نیست.
اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است ،دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست.
دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو میباشم.
به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نگرانم....روزهاي بي تو چقدر سخت ميگذرد
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
بهترینها را در خودتان خواهید یافت ، وقتی در دیگران خوبی بجوئید.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تیــــــرگی های روزگـــار خودش را به رُخم می کــــشد . . . .