بازی با کلمات و دِل واژه ...
آرزويم كه تو باشي همين مي شود...دلم هميشه بي تاب بودنت.......
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نيست اثري از دلي كه رفته بر باد..........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
هـــوايم عوض ميشود..وقتي دلم كنارته....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ابر باش تا ببيني كه بارانت مي شوم...چشمان من هر شب براي تو مي بارد.....
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
فراموشم کن ....نویسنده ( مهدی لقمانی) ===>(ديدگاه)
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ اينـــــجا كـــــــــــــــجاست
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
سر مے اندازم کلاف "خیال بافے " ام را
مے بافم
مے بافم
ب " کورے چشم گره ها "
" نقش " تو را خواهم بافت
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
خواهش میکنم ... بے حوصلگے هایم را ببخش... بدخلقے هایم را فراموش کن... بے اعتنایے هایم را جدے نگیر ... در عوض من هم تو را مے بخشم... که مسبب همه ے اینهایے...!
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
دلگيرم از مرغهايي که دانه خوردنشان پيش مابود و حالا براي ديگران تخم ميگذارند.... رفتند ولي ميدانم روزي بوي کباب شدنشان به مشامم ميرسه
بازی با کلمات و دِل واژه ...
راهي كه ميرويم پايانش تاريــك است..ميترسم از پايان جاده هاي تاريــك......