بازی با کلمات و دِل واژه ...
دلی که شکست . . دیگر به درد لای جرز دیوار هم نمی خورد . . . چه برسد بدهی به کسی
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
ایشون اصن متوجه نیست چی میگه . .. یه چیزایی نوک زبونش هست ولی نمیتونه خوب بیان کنه .. . یه چیزایی تو مغزش هستا ولی خوب پردازش نمیشه . . بیرون دادش درست کار نمیکنه . . دست خودشم نیست بنده خدا . . . یه چیزایی دوست داره بگه ولی بلد نیست
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بی تو روز هام جز غروب رنگی نداره / دلم از دوریه چشمات یک لحظه آروم نداره
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تـــپش های دلت از درد ِ نـــبود است !!