بازی با کلمات و دِل واژه ...
من تمام تنم از نيش هاي يك مار زهري كه سالها در آستينم بود درد مي كند ....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نه ميمانم و نه مي روم ..من همينجا كنار قلب تو ايستاده ام...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
قايقم شكسته سهراب ..يه امشب قايقت را قرض مي دهي ..تا با هم از اين خاك غريب دور شويم ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ميداني اگر دلم بگيرد در اين شبهاي باراني ..در اين شب هاي پر از اشك .. دگر چيزي نمي ماند ..بجز چشمي كه مي بارد..
بازی با کلمات و دِل واژه ...
وردار و برو ...هم دلت را هم خاطراتت را .... من پشتت دعاي خير ميخوانم ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
در باز بود غريبه اي آمد در خلوت آرام دلم ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ميم مثل من و چشماني كه مي بارد همه دم ....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دستت در نكند روزگار خوب جواب تمام تحمل هايم را دادي ...
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
شده ام خراب وبد نام وهنوز امیدوارم/ که به همت عزیزان برسم به نیک نامی
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نيست ديگر حتي ذره اي ازآن اشتباه گذشته ..اما نميدانم چرا هر چند وقت يكبار تفاله هايش ياد مرا ميكنند ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تك تك خاطره ها به فراموشي رسيد .. باور كن..
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تاريك است روزگار.رويا پردازي مي كنند اين روزها مردمان اين سرزمين ... كاش بدانند روياهاي اين سرزمين از زمانيكه اميد جوانانش نابود شد رفته است ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
آباد نمي شود ديگر اين ناكجا آباد هاي دلم....