بازی با کلمات و دِل واژه ...
واژگون گــَشت تمام كشتي هايي كه با ياد تو ساختم...........
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
در کارگه کوزه گری رفتم دوش/ دیدم دو هزار کوزه گویا وخموش// ناگاه یکی کوزه بر آورد خروش/ کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ويرانگر شده دنيا .هر روز به هيولايي مخوف تر مبدل مي شود....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نجواي اسمان در گوش ماه ...ستاره ها را نگران كرد......
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نان و نــمك ميخورند و نمكدان ميشكنند و خرده هاي نمكدان را در قلبت فرو ميكنند و مي روند ..
بازی با کلمات و دِل واژه ...
آرزوهاي بر باد رفته..دختركي گريان...درختي خشك از عطر پاييز
بازی با کلمات و دِل واژه ...
قــــايق هايم كه غرق شد شنا كردن را اموختم.......
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تمناي دستان تو را داشتن آرزوي هر روز من است......
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ويران كننده دل.... دلواپسي..دل تنگي...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
راز هاي ناگفته ام را با خود مدفون ميكنم ..جز خاك نبايد بداند كسي........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
وزنه هاي سنگين دلتنگي روي دلم مانده ........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دردت به جونم ..آرومه جونم...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
آسمان اينجا هر روز گلايه دارد از ستاره ها كه به ماه چشمك مي زنند....