يكي از كاهايي كه من در كلاس انجام مديم اينه استاد كه داره درسشو ميده من ميخوابم البته چند ديقه به چند ديقه پا ميشم يه نگاهي به استاد ميندازم كه يعني منم هستمااا .. بعله همچين دانشجوي با سواتيم من
جمعه رفتم کوه داد زدم : ـــ با من ازدواج میکنی ؟ بعــد شنیدم : ... . . . . ......بـــــــــــــــــــا مـــــــــــــــــــــــــن ازدواج مــــــــــــــــــــیکنـــــــــــــــــــــــی؟ بــــــا مــــــــــن ازدواج مـــــــــیکنـــــــــــــــی؟ بـــا مــــــن ازدواج مــــیکنـــــــی؟ بـا مــــن ازدواج مـــیکنــی؟ با من ازدواج میکنی؟ ـــ بَعدش چون آمادگی ِ این همه خواستگارو با هم نداشتم اومدم پایین که ادامه تحصیل بدم ...
چند قسمت از جزوه هامو نداشتم واسه امتحان فردا دوستم عكس گرفته از جزوه واسم فرستاده كه بخونم همه عكسا تاره 3 ساعته زوم كردم چشم چپ شد بابا نميشه خوند يه خط درميون معلوم نيست چيه انقد تاره
عجب مچي گرفتم ... به پسر عموم اس ام اس دادم ..خوشبختانه شماره مو نداشت ... بعد ديدم 4.5 تا اس ام اس عاشقانه فرستاد من حال ااينجوري بعد اس داد كجايي؟خونه اي يا مغازه. من: مغازه ديگه كجاست ... بعد زنگ زد جواب ندادم بعد اس داد همون مغازه كه آدامس هاي خوشمزه داره ميخريدم همش ..من: .. چي ميگي بابا من و با كي اشتباه گرفتي من عاطفه ام .. پسر عموو: اي بابااااا فك كردم دوس دختر سابقمه بهم اس داده دوباره شانس نداريم كه } .. من: ( اصن يه وضعي اعترافاتي ميگيرم من.). من: حالا غصه نخور يا خودش مياد يا نامه اش و اينگونه بود كه من پي به ماجراي عظيمي بردم
فردا امتحان دارم حس درس خوندن نيست ... لا مصب نميدونم قضيه چيه اسم درس مياد مثل اصحاب كهف خوابم ميگيره حالا خوبه هنوز جزوه رو بازش نكردم بخونم ..بيارم جلوم بزارم بيهوش ميشم اين چه وضعه آخه
ديگر نيازي به بيرون رفتن نيست ... ديگر نيازي به گوش دادن مرثيه هاي هيئت نيست ..من تمام محرم را در خانه دارم ..برادري طبل به دست از صبح تا شب ميزند و ميخواند منم بي اعصاب
ميگن هركي كه مي ميره بعد از مرگش واقعيت ها ي زندگي رو تازه دركـ ميكنه و مي بينه ... بعضي وقتا به اين فكر مي كنم خيلي از آدم هايي كه زندن در واقع مرده اي بيش نيستن .. ما گاهي حتي تو دنيا هم مرديم و خودمون خبر نداريم .