دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ღ شاهزاده غم های دنبالر ღ

ღ شاهزاده غم های دنبالر ღ
مرد - متاهل
امتیاز: 6690

دنبال‌شدگان

(2055 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(858 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

ღ شاهزاده  غم های دنبالر ღ
ღ شاهزاده غم های دنبالر...

خــــدایا.... همه از تو می خواهند ، بدهی.من از تو می خواهم ، بگیری!!! خـــــدایااین همه حس دلتنگی را از من بگیر...

شریف زمانی
شریف زمانی

اگه دوستش داری و نگی ...بزرگ ترین اشتباه زندگیت رو کردی ... ولی ... اگه دوستش نداری و دروغ بگی بزرگ ترین خیـــانت زندگیت رو کردی ...

aloNE**
aloNE**

بر روی كه از مرگ پرنده ها، پر است؛ نمی توان خواب را دید...!

ღ شاهزاده  غم های دنبالر ღ
ღ شاهزاده غم های دنبالر...

من برگشتم سلام مجدد به همگی

ღ شاهزاده  غم های دنبالر ღ
ღ شاهزاده غم های دنبالر...

فعلا بای همگی

ღ شاهزاده  غم های دنبالر ღ
ღ شاهزاده غم های دنبالر...

@aloNE** فدای تووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو بشم

یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ

به همین داشبورد هم نگاه کردن درد دارد / میبینی که انسان هایی هستند که راحت می توانند بخندد / ولی تو نتوانی //// دلم میخواد این راحتی رو بدست بیارم / ولی انگار من به درد این کارا نمیخورم

این ارسال را بازنشر کرده است.
ღ شاهزاده  غم های دنبالر ღ
ღ شاهزاده غم های دنبالر...

سلام من اومدم

ღ شاهزاده  غم های دنبالر ღ
ღ شاهزاده غم های دنبالر...

فعلا بایی دوستان

شریف زمانی
dosnbaler.png شریف زمانی

دوستان نظرتون در مورد نسخه نرم افزاری سایت دنبالر چی؟ اگه دوست داشته باشین... یک نسخه تحت دسکتاپ براش میسازم... ... نظرتون چی؟

شریف زمانی
شریف زمانی

خــدا جـونـــم یــه بـــار reset کـن لطفـــا ؛ زنـدگــی خیلیــــا هَنـــگ کـــرده …

این ارسال را بازنشر کرده است.
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل

گمم نکن... در گوشه ای از حافظه ات مینشینم آرام... فقط بگذار بمانم... .!

:)♥  ELI   :)♥ (مهلبون دنبالر)
:)♥ ELI :)♥ (مهلبون د...

پسر: کجایی عزیز دلم؟ دختر: واااای همین الان رسیدم دارم از خستگی مــیمــیرم، میرم بخوابم کم کم… تو چیکار میکنی عزیزم؟ پسر: من توی مهمونی ام، پشت سرت ایستادم!

2yousef
2yousef

چند سال پیش برادر زنم از تهران برای ختم یکی از فامیلها به تبریز امده بود . رفتیم یک جفت کفش عالی سفارشی دست دوز براش خریدیم ..رفتیم مسجد برای ختم........وقتی امدیم بیرون ..کفشها را برده بودند...برادر زنم خیلی ناراحت بود ...گفت : نتونستم یک ساعت هم بپوشم...........و خیلی حرفهای دیگه ...هر کسی یک جور دلداری می داد .........من گفتم : حمید جان ناراحتی نداره .....لازمش بود ..برده .......چشمتان روز بد نبینه......هر چی دق دلش بود سر من خالی کرد ......چند روز پیش که خبر دزدی قالی ما رو شنید بود ...زنگ زده و بعد از احوال پرسی .....گفت: یوسف جان ناراحت نباش ...اقا دزده قالی لازمش بوده مال تو را برده ........چیزی که عوض داره گله نداره.....