ღ شاهزاده غم های دنبالر...
خــــدایا.... همه از تو می خواهند ، بدهی.من از تو می خواهم ، بگیری!!! خـــــدایااین همه حس دلتنگی را از من بگیر...
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
سالها پیش که کودک بودم سر هر کوچه کسی بود که چینی را بند میزد با عشق،،،،،،،و من آن روز به خود می گفتم :آخر این هم شد کار؟ ولی امروز که دیگر اثری از او نیست ،چینی دل ترکی دارد و من در به در ،کوی به کوی در پی بند زنی میگردم
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
با سیم ناز مژهات یه عمر گیتار میزنم نگاهتو کوک نکنی من خودمو دار میزنم چشمات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن دست خودم نیست دلمو به درو دیوار میزنم
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
چرا جعبه پیتزا مربعه؟
خودش گرده؟
میخوای بخوریش مثلثه؟؟؟
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
عشق افسانه نیست آنکه عشق آفرید دیوانه نیست عشق آن نیست که در کنارش باشی عشق آن است که به یادش باشی
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
من که تسبیح نبودم !!!! تو مرا چرخاندی؟؟؟ مشت به مهره ی تنهایی من پیچاندی ؟؟؟ مهر دستان تو دنبال دعایی می گشت !!!بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی ذکرها گفتی و بر گفته ی خود خندیدی ...
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
ﻣﺸﻜﻞ ﺍﻳﻨﺠﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺍﺭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻳﻚ " ﺁﺩمـــ " ﺑﻪ " ﺁﺩمــــ " ﺩﻳﮕﺮﻱ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻳﻢ ... ﺍﻋﺘــﯿـﺎﺩ ﺑـﻪ ﺁﺩﻣـﻬــﺎ ،ﺑــﺪﺗــﺮﻳــﻦ ﻧـــﻮﻉ ﺍﻋـﺘـﻴـــﺎﺩ ﺍﺳـــﺖ
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
دلـــــم براے تــو کــه نه,
ولـ ــے َبرای روزهــای باهمـــ بودنمـان تَنـگـــ شده
براے تــو که نه ، ... ولے برای "مواظِـ ـب خودت باش" شنیدن تَنـگــ شده ب
راے تـــو که نه ، ولے برای دلے که نگرانم میشد تَنـگــ شده
راستش !براے اینها که نه . . . ب
رای خودت ...دلَم خیــلے تَنـگــ شده..
ღ شاهزاده غم های دنبالر...
روزهایم را خیابانهای شهر میگیرند شبهایم را؛ خوابهای تو... بیولوژی هم نخوانده باشی میفهمی چه مرگَم شده است...