مارو خنگ فرض میکردن... البته بودیم هاااااا دستمال من زير درخت آلبالو گم شده سواد داري؟ (چه ربطي داشت؟؟!!!) نوچ نوچ ... ... بي سوادي؟ ... نوچ نوچ ... نه سواد داری نه بی سوادی ؟؟ یعنی چی ؟؟!!!!!!!!!!! ! و به اين ترتيب ما بزررگ شديم به صورت اسکول وار....
بدجوری زخمی شده بود رفتم بالای سرش نفس نفس می زد بهش گفتم زنده ای ؟ گفت: هنوز نه! خشکم زد تازه فهمیدم چقدر دنیامون با هم فرق داره اون زنده بودن رو توی شهادت می دید و من ... وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبيلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ و به آنان كه در راه خدا كشته مىشوند مردگان مگوييد، بلكه زندگانند ولى شما درک نمی کنید...

14 سال و 3 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 35 دقيقه قبلوا...!!! ولي براي ما اينطوري نبود!
دستمال من زير درخت آلبالو گم شده...خبر داري؟...نچ نچ...
يكم بهتر بود نه؟
آره
14 سال و 3 ماه و 1 روز و 5 ساعت و 33 دقيقه قبل