عید رو که رد میکنیم، اول پشه میاد! بعد مگس میاد! بعد از این مورچه بالدارها میاد! بعد سوسک میاد! بعد سوسکبالدار میاد! بعد مارمولک میاد! یعنی میترسم همینجوری پیش بره، طرفای مرداد اژدها بیاد!!
چگونه لج شوهرتان را دربياوريد :با ماشين ريشتراشي اش خيار رنده کنيد -وقتي روزها خسته مي آد خونه تلفن بزنديد به شمسي خانوم و تا شب غيبت کنيد-يه ليست از اسامي مردان تهيه کنيد و جلوي هر کدوم يه قرار ملاقات بنويسيد و بزنيد رو در يخچال.-شلوارش رو به همراه مدارک وپاکت سيگارش داخل ماشين لباسشويي بندازين-وقتي مي خواهيد بريد خريد مانتو قرمز و روسري زرد گل گلي تون را بپوشيد
ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد:
سري به يكي ازخانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم. سه پسر در گوشه اي مشغول پاستور بازي هستند و حسابي جر ميزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه يادشان رفته غذا بالاي اجاق داردميسوزد.
حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفهها را به هم گره زدهاند و ازپنجرهي اطاق مشغول كشيدن پسري به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند. ناگهان صداي آژير پليس كه از آن نزديكي ميگذرد ميآيد و دخترها از ترس ملحفه ها را ول ميكنند. پليس به طرف او ميآيد و چند روز بعد به پسرك ميگويد ما اصلا شما را نديده بوديم.
سري به يكي از كافي شاپهاي اطراف دانشگاه ميزنيم. يك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتي هم از هم جدا ميشوند نه كك اين ميگزه نه اون.
سر يكي از كلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشستهاند و با تلاش زياد طوريكه نه دختره و استاد و نه بقيه دانشجويان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوي دختره مي نويسند (من خرهستم).
ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها ميسوزه و براي آنها سوپ مياره.
پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفي از ظروف خودشان خالي ميكنند و براي دخترهاي دانشجوي همسايه ميبرند كه بله، اينو ما پختيم. دخترها فكر ميكنند كه اينها ديگه آدم شدهاند و با تعارف سوپ را ميگيرند. غافل از اينكه پسرها...
يه سري ديگه شورشو دراوردن. آقا جان اومديم دو ديقه شاد باشيم. شكست عشقي خوردي به ما چه؟ شر و ور هات كه واسه مخاطب خاصته رو واسش اسمس كن. ما علاقه اي ب خوندنش نداريم. جون من انقد حرف هاي روشن فكرانه نزن لطفا. اه ريدن به اعصابمون امين قاطي
#خسته-نباشی
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 2 ساعت قبل
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 1 ساعت و 53 دقيقه قبلميسي...
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 1 ساعت و 48 دقيقه قبل