ملکه برفی
پیاده از کنارت گذشتم، گفتی: "قیمتت چنده خوشگله؟" سواره از کنارت گذشتم، گفتی: "برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!" در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود! در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود! زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی! در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من! در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی! در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلندگفتی: "زهر مار!" در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت فحش خواهر و مادر بود! در پارک، به خاطر حضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم! نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی! من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی! مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی! تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است! من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام! عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی! عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد! من باید لباس هایت را بشویم و اطو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ!
این ارسال را بازنشر کردهاند.
گفتم بیرون از پست من برین
14 سال و 2 ماه و 1 روز و 22 ساعت و 12 دقيقه قبل توسط موبایلخو برییین بیرون بچه ها
اینجا زشته
14 سال و 2 ماه و 1 روز و 22 ساعت و 9 دقيقه قبلخو نمیرن.فکر کردن اینجا صحراست.کارشونو انجام میدن.بدم بو میده ها
14 سال و 2 ماه و 1 روز و 22 ساعت و 6 دقيقه قبل توسط موبایل
باور کن من واس تربیتشون کوتاهی نکردمااا
نمیدونم چرا اینجوری شدن
14 سال و 2 ماه و 1 روز و 22 ساعت قبلنه به تو اطمینان دارم
14 سال و 2 ماه و 1 روز و 21 ساعت و 34 دقيقه قبل توسط موبایل