azita
ای که می پرسی نشان عشق چیست / عشق چیزی جز ظهور مهر نیست / عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست / عشق یعنی جان من قربان اوست
azita
به کلبه ی کوچک قلبم دعوتت می کنم تا بدانی در اجاق سرد دل چیزی جز یاد تو نمی سوزد
azita
یادمان باشد گنجهای بزرگ، دادنی نیستند، برداشتنیاند.
azita
هم دانه امید به خرمن ماند / هم باغ و سرای بی تو و من ماند سیم و زر خویش از درمی تا بجوی / با دوست بخور گر نه بدشمن ماند
azita
كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند.
azita
در دل امید دارم و در سر هوای دوست من طوطیای چشم کنم خاک پای دوست
azita
مردان خدا پرده پندار دریدند یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند
azita
گرچه ما خوابیده اندر سایه ایم / در رفاقت تا قیامت پایه ایم .
azita
ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم ما خاک قدوم هر چه زیبا صفتیم از زشتى کردار دگر خسته شدیم محتاج دو پیمانه مى معرفتیم
azita
آدم خوش بين با چشم مصنوعي هم روزنه اميدش مي بيند. با وجودیکه شمع دلم را بسرقت برده اند ، ته دلم روشن است. پا ظريفترين وسيله نقليه است. اگر درختان سربه زير بودند ، زرافه گردن كشي نمي كرد. كسي كه خود را به نور ماه راضي كند ، نور خورشيد كورش خواهد كرد
azita
وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست
azita
هر روز دوست داشتن را به فردا مي انداختي و حالا مي بيني ديگر فردا يي وجود ندارد
azita
مي انديشم زندگي روياييست و بال و پري دارد به اندازه عشق.بيانديش اندازه عشق در زندگيت چقدر است؟در کجاي زندگيت است؟