azita
ميآيي ميماني ... ميروي نميآيي ! ...اين فعلها را ...هرجور که صرف کنم تو مرد ِ ماندن براي هميشه نيستي ! چه در آمدن چه در رفتن چه در نيامدن ...
azita
گفتند آخر خنده گریه است ... بهانه ای جور کن بخندم بغض بدی در راه است !!
aynor
بارونی بارونی دلــم کویــر ِ لــوت ِ .قســم ِبِــزرگ ِ مــن...قســم بـــ ه تــار ِ مــوت ِ............
azita
روزگار..پیرم کرد..حالا برای خودم یکپا مادر بزرگم.. هرشب در و دیوار و پنجره ها را دور خودم جمع میکنم و برایشان قصه ام را میگویم... نمیدانم چرا ، چند وقتیست ..دیوار اتاقم خم شده است.....!!!
سلام آینور جونم فدات عزیزم
خوبی عزیز ؟ چرا بی معرفتم 
14 سال و 11 ماه و 17 روز و 17 ساعت و 41 دقيقه قبلخوبم مهربونم ..بی معرفت که من ازت بیخبرم
14 سال و 11 ماه و 17 روز و 17 ساعت و 36 دقيقه قبلخداروشکر که خوبی
... فدات بشم عزیزم برای دلتنگیهات دل به دل راه داره خودمم دلتنگت بودم چندبار اومدم که نبودی ..الان هم فکر نمی کردم ببینمت ...خوشحالم که دیدمت 

14 سال و 11 ماه و 17 روز و 17 ساعت و 31 دقيقه قبل

14 سال و 11 ماه و 17 روز و 17 ساعت و 30 دقيقه قبل

14 سال و 11 ماه و 17 روز و 17 ساعت و 26 دقيقه قبل