azita
بعضی عشق ها آتشین اما کم عمق و سطحی هستند گردبادی بر پای می کنند و زود هم سرد می شوند اما بعضی عشق ها عمیق است و ملایم چون یک نخ باریک شروع می شود و در طول زمان استمرار می یابد
azita
زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم – عشق قشنگ نیست ما قشنگش میکنیم-دل ما تنگ نیست ما تنگش میکنیم – دل هیچ کس از سنگ نیست ما سنگش میکنیم
azita
"ای غنچه ی خندان چرا خون در دل ما می کنی ؟ خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا می کنی "
azita
دل من در طلب روی تو ای مونس جان / خاک راهیست که در دست نسیم افتاده است .
azita
در دلی ، هر چند دوری از نظر / خوش تر آن روزی که باز آیی ز در / با تو ما را خوش ترین دیدار باد / هر کجا هستی خدایت یار باد . .
azita
هرگاه شادم یاد تو غمگینیم می کند. هرگاه غمگینیم یاد تو شادم می کند پس هر دو را دوست دارم چون حکایت از تو می کند…
azita
به این غروب غریبم بخند حرفی نیست طلسم اشک مرا با فریب دزدیدند تو هم برای فریبم بخند حرفی نیست
azita
دربیکران زندگی دوچیز افسـونـــم کــرد آبــــــــــی آســمان وخدا آبی آسمان را میبینم و میدانم که نیست خدارا نمی بینم و میدانم که هست
azita
دلا یاران سه قسم اند گر بدانی/ زبانی اند/ و نانی انـد/ و جـانی/ به نـانی نان بده از در برانـش /تو نیـکی کن یه یاران زبـانی/ ولیـکن یـار جـانی را نگهدار به پـایش جـان بده تا می توانی
azita
به خیال کدامین آرزو ، صفای با تو بودن را از ما گرفتی ای بی وفا ؟
azita
تنها آمده ام ؛ هیچ غریبه ای نیست ، تنم را در خانه گذاشته ام ! نگاهم را در خواب ، لبخندم را در عکس گوشۀ آیینه ! زیبایی ام را هم پشت در می گذارم ، تو فقط در را باز کن ... !!!
azita
من همان قاب تهی خسته بی تصویرم که برای تو و تصویر دلت میمیرم.
azita
از جدایی چند ماهی می گذشت چند ماه از عمــــر رفت و برنگشت دل به یـــــــــــــــاد آورد اول بــــار را خاطــــــرات اولین دیــــــــدار را ...
azita
هر روز دل تصمیم می گیره سنگ شه تا دیگه عاشق نشه میره و سنگ می شه و میره قاطی سنگ ها اما اونجاهم عاشق یه سنگی میشه