azita
تمام عمر بستیم و شکستیم به جز بار پشیمانی نبستیم جوانی را سفر کردیم تا مرگ نفهمیدیم به دنبال چه هستیم
azita
ای کاش محبت اثری داشته باشد / معشوق ز عاشق خبری داشته باشد / کو خنجر تیزی که کنم پاره جگر / قربان رفیقی که وفا داشته باشد
azita
شادی امروزم را به خاطر نادانی دیروزم ازدست دادم . خداوندا! نادانی امروزم را بگیر تا شادی فردایم را از دست ندهم
azita
هرگز درباره چیزی نگو آن را از دست داده ام ، بلکه فقط بگو آن را پس داده ام .
azita
سکوت........................................_ چقدر حرف دارم برای ِ نگفتن.
azita
جزر و مد های زیادی آمده اند و رفته اند مـــــــوج در مـــــــوج امـــــــــا نمی دانم چرا هنوز هم بر تن خیس ســــاحل نام تــــــــــو را می بینمـــــــ ...!
azita
نقاش نیستم ولی تمام لحظه های بی تو بودن را درد می کشم ...
azita
نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود بـرچـه گلـی بـنویـسم که هـرگز پرپر نشـود بـر چه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود بـر چه آبـی بنویسم که هـرگز گل آلود نشود وسرانجام بـر چه قلـبی بنویسم که هـرگز سـنگ نشود!
azita
تبسم شیرین عشق گوشه اى ازنگاه خداست تنهابه نگاه او مى سپارمت
azita
راه زندگی راه گلزارها نیست بلکه راه خارهاست، پس باید پاهای قوی داشته باشیم تا به راحتی از این خارها بگذریم
azita
اگر خداوند آرزوي انسان را براورده ميکرد من بي گمان دوباره ديدن تو را ارزو مي کردم و تو نيز هرگز نديدن مرا!! آنگاه نميدانم براستي خداوند کداميک را مي پذيرفت!!!
azita
خداوند درهای فراوانی ساخته که به حقیقت گشوده میشوند و آنها را برای تمام کسانی که با دست ایمان به آن می کوبند باز می کند
azita
عشق تو چشمای هم نگاه کردن نیست با چشمای هم به زندگی نگاه کردنه
azita
گریه شاید زبان ضعف باشد شاید خیلی کودکانه شاید بی غرور......... اما هر وقت گونه هایم خیس میشه می فهمم نه ضعیفم نه یک کودکم بلکه پر از احساسم