دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابا هومن

یه آدم عادی توی زندگی عادی درباره »
بابا هومن
مرد - متاهل
امتیاز: 484

دنبال‌شدگان

(26 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(98 کاربر)

گروه‌ها

(18 گروه)

بازدید

بابا هومن
بابا هومن
در دوره

عشق هم عشقای قدیمی: بابا بزرگم دوران نامزدیش اولین باری که مامان بزرگمو "بوس" کرده مامان بزرگم " تشنج " ... کرده بردنش درمانگاه

بابا هومن
بابا هومن
در دوره

بیایید در ماه محرم زنجیر نزنیم! .....اما زنجیر از پای آزاد مردی باز کنیم... سينه نزنیم!..... اما سینه دردمندی را از غم و آه پاک کنیم... اشكى نریزیم!..... اما اشک از چهره مظلومی پاک کنیم... آنوقت با افتخار بگوییم: ما ايرانى هستيمُ با آزادگان جهان همراهیم.........V

بابا هومن
بابا هومن
در دوره

دنیا، آدمهایی دارد که سکوت تو را در برابر ضعفِ ادبشان به پای نفهمی‌ تو می گذارند نه بزرگواریت

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بابا هومن
بابا هومن
در دوره

بعضی از آدما رو نمیشه دوست نداشت... ! بس که لعنتیا خوبن....♥

بابا هومن
بابا هومن
در دوره

یک ضرب المثلى بین مداح‌ها هست که میگه: اگر آخر محرم نتونی خونه بخری، مداح نیستی!

بابا هومن
بابا هومن
در دوره

در یک رابطه ی دو نفره وقتی دو نفر هیچ مشکلی با هم ندارند حتما یکی از آنها تمام حرف دلش را نمی گوید. شکسپیر

بابا هومن
get102007z820z257dy3.jpg بابا هومن
در دوره

جهانم بی تو "الف" ندارد .....

بابا هومن
377860_197497953665409_100002156172209_419361_1897127920_n.jpg بابا هومن
در دوره

اقا رو !!!چه حالی می کنه

بابا هومن
بابا هومن
در دوره

بعضی ها سیگار میکشند ... بعضی ها درد ... من سیگار را با درد میکشم!

بابا هومن
بابا هومن
در دوره

پر رنگ ترين خيالم را به غليظ ترين پک سيگارم مي سپارم اين بدرقه ي خاطرات توست يادم تو را فراموش نه... نمي کند ...

بابا هومن
بابا هومن
در دوره

دیگر نه آدم/////، آن آدم است و نه حوا/////، آن حوا//// من و تو زاده ی کدامین دو نخستینیم//// که نه بوی آدمیت داریم//// و نه هوس حوا. . . ؟!

بابا هومن
بابا هومن
در دوره

هرزه می نامی...!! .. دختری را... .. که تار مويی بيرون روسری دارد...!! ... ... .. يا سيگاری به دست...!! .. يا دست عاشقی در دست...!! .. ولی من... .. هرزه تو را می خوانم...!! .. که هر سخن بی اساسی... .. با ذهن ات همبستر می شود...!! .. و افکاری اين چنين... .. حرام زاده... .. در دامنت می پروراند...!!

بابا هومن
بابا هومن
در دوره

با چشم های محکم بسته رهام کردی توی این شهر//// یک عمر عادتم دادی به نوشیدن این زهر ///پا فراتر گذاشتم از ممنوع خط قرمز تو/// طمع نبستم هرگز اما به بهشت هرگز تو//// تو خشم گرفتی بر من//// ، من طعم سخت چشیدم//// تو جرم نوشتی و من مردانه جور کشیدم//// چشم بر نمی دارم از هر چی که گفتی زشته/// پامو نذاشتم اونجا که می گفتی بهشته/// تو قصه می نوشتی و من هر قصه رو صد بار می خوندم/// تو چشم هام رو می بستی ، من تو اون رویا ها می موندم/// برگه های آخر کتاب رو می کندی و من می پرسیدم/// می گفتی مهم نبودند ، آخرش رو تو چشات می دیدم/// با چشمای محکم بسته رهام کردی توی این شهر/// یک عمر عادتم دادی به نوشیدن این زهر//// تو یادم دادی که تو بودن هرگز پایانی نداری/// این خط تا وقتی قرمزه که پات رو اون ورش نذاری

بابا هومن
بابا هومن
در دوره

کشمشی که به میخانه رواست , به نذری حرام است. < زمزمه های بی وقفه ی من در حین جدا کردن کشمش ها از عدس پلو >

بابا هومن
بابا هومن
در دوره

زمان برایم مرده... فردا تشییع پیکرش است