دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

بـعــد از " تـــــ و " مـــــا ، بـاز هـــــم خـندیـدیـم ، امـــا یکـــــــــ پـای خـــــنده‌هـایمـــان همــیشـه مــی‌لـنـگــــــیـد

بابک...
بابک...

دلتَنگــ... کـﮧ میشَویـﮯ دیگَـ ـر انتظـ ـار مَعْــ ـنا ندارَد یکـ نِگـ ـاه کَمـﮯ نا مهربـ ـان٬ یکـ واژه یِ کَمـﮯدور از انتظـ ـار یکـلَحظـ ــﮧ فاصـ ـلـﮧ می شِکند بُغضَـ ـتْ را

بابک...
بابک...

کسانی که به من می گویند تو به جهنم می روی و ما به بهشت، مرا خوشحال می کنند. چون مطمئن می شوم که با آن ها به یک جا نمی روم. مارتین ترمن

بابک...
بابک...

کا[!]ت تا جواب سلامی را بدهی؛ تا ببینی چگونه دندان ها برای تنت تیز میشود.. ایرانِ امـــروزِ من, گربه نیست؛ گرگ است!

بابک...
بابک...

زندگی همین جبر روزگار است که تو را می برد لابلای رگ های عادت. آرام آرام که نه، می دود.

بابک...
بابک...

آدمی را دیدم با سایه ی خود درد و دل میکرد ! چه رنجی میکشد او...

بابک...
بابک...

رفتــم گفتـم از “خـــــیرش” مـی گــذرم شنیـدم کـه زیــر لب گُفـت از “شــــــرش” خــلاص شـدم . . .

بابک...
بابک...

چشـــــــــــم های تــــــــــــــــــــــــو غـــــــــــــــزلـــــ استــــــــــــ . . . کــــــــــاشــــ . . . منـــ حـــــــــافــــــظ چــــــــــــشمهایــــ تــــــــــ ـــو بودمـــــ . . .

بابک...
بابک...

اشک هایم چه بچه شده اند .. ! گونه هایم را با سُرسُره اشتباه گرفته اند .. ! هی با یاد تو ، از گوشه ی چشمانم سُر می خورند ... !

بابک...
بابک...

“ مـنـے” که . . کـنـارش" تـــــــــو " نـبـاشـد . . بـزرگـتـریـن پارادوكس دنـیــ ـ ـ‌ ــاسـت ..

بابک...
بابک...

[فایل]

بابک...
بابک...
در حرف دل

به چشم هایت بگو ... آنقدر برای دلم ..... رجز نخوانند ... من اهل جنگ نیستم ... شـــاعـــرم ! خیلی که بخواهم گرد و خاک کنم ... شعری می نویسم ، آنوقت اگر توانستی ... مرا در آغوش نگیر ...

بابک...
بابک...
در حرف دل

غــرور به عـشـق اجـازه رسـوا شـدن نـداد یــک بــوســه در تـهِ ..تـهِ ..تـهِ قـلـبم مُـــرد

بابک...
بابک...

مثل لیوانی شده ام که لبه اش پریده است ... تشنه که شدی ...! مراقب باش ! عجیب وحشی ام .!.!.!

بابک...
بابک...

من عشق رو باختم نه برای اینکه بازی بلد نبودم … نــــــــــه .. فقط برای اینکه خنده تو رو ببینم …!@raha__lover

این ارسال را بازنشر کرده است.