بابک...
این عاشقانه ترین غزل را .. با هر قیدی ... که دوست میداری!... بخــــــوان: دوستت دارم !..
بابک...
آدم داغون از اول داغون نبوده ؛ داغونش کردن ! آدم آروم هم همینطور .... آدم عصبی ام همینطور ، ولی .... آدم بیشعور از همون اول هم بیشعور بوده ... !!
بابک...
حکم عشق... دختر جوان قبل عروسی آبله گرفت. نامزدش رفت عیادتش و در میان صحبتهاش از درد چشم خود نالید. آبله زن تمام صورتش را پوشاند. مرد عصازنان به عیادت نامزدش میرفت. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود و شوهرهم که کور شده بود. همه گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. ۲۰سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: “من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم ...
بابک...
پاییز منم که هر روز چهره ی زردم را با سیلی دروغهایت سرخ می کنم تا هرگز نفهمی آنکه بهار سبزم را به خزان نشاند تو بودی . . .
بابک...
دیدین بعضیها عادتشونه رو چمن كه نشستن همینجوری چمن هارو میكنن لامصـــبا اینا یه غیر از کودک درون یه بُز درونم دارن...
بابک...
آنقدر سرگرمِ "اوقات فراغت" بودم، که فکری به حالِ ... "روزهای فراقت" نکردم.
بابک...
امــان از روزهايی که دلـت از خدا هم پُــره!..
بابک...
دل هیشکی مث من غـــــم نداره ... مثل من "غـــــربـــــت و ماتـــــم" نداره ...
بابک...
تنهــایی یعنی بیــن آدمــایی بـاشی که میگن دوستت دارن ولــــــی کــنار دلتنگیات نیـــــستن!!
بابک...
سلام..اینجا شب ...سکوت ...کویر ....کرمان
بابک...
نمیدانم شریک تخت خوابت کیست... اما هنوز...شریک بیخوابی من,خیال توست...