امروز بعد چند سال تمام حس هایی رو که به تو داشتم رو یه جا جمع کردم ُُ تو قالب تبریک عید برات فرستادم...تو تصوراتم فک میکردم این میتونه یه آغاز شیرین بین ماباشه...! اما ...!؟ اما باجواب ندادنت به این همه احساس پاک ،این همه تصورات شیرین رو به کامم تلخ کردی ،
تمام دلیلم از اومدن به دنبالر ثبت لحظه هایی بود که بایادت بود تا یه روز بخونیشون ...اما حالا که دیگه قراره نباشی هیچ دلیلی نیست برا این کارم
پس
احساسend
دنبالرend
خدا نگه دار دوستان برا همیشه...
راستش بانو ...
این روزها اصلا حواسم به دنیا نیست ...
اصلا نمیدانم دنیا روز است! یا شب!
همه کارهایم خوردن و خوابیدن است ....
از دنیای بیرون بی خبر ....
مثل یک مرده ی متحرکم ....
بانو ....
این روزها به سادگی قبل نمیگذرند...
#میدانی ....شاهزاده قصۀ پریان .... دروغی بود که دنیای کودکی را به رویای جوانی ببازیم ....تا وقتی انقدر خوب بزرگ شدیم بفهمیم که ...پینوکیو ی قصه از مادر بزرگ راستگو تر بود ....!
@♥سَمیـــ ــرا♥ و خدا انقدر #صبور است که گاهی دلم برای اینهمه صبوری #قنج میزند .....گاهی #دستهای خدا اگر یاری نکند ... سرهای پر #باد بر زمین کوبیده میشود...و وای از آن روزی که ....بلا از #گناه ما باشد..!