دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

می‌نویسم که فقط نوشته باشم .. .
ترجمه: چـِرت میگم که فقط چُرتم نگیره 3نقطه‌ آخریش‌ با‌فاصله:d


اِنقدر زخم‌ زدن که روحم کلفتم شده / یه‌وقتاییَم اِنقدر الکی دست‌ زدن واسم‌ که، آخر ِدنیا می‌گفتم شده !
- شخصیه، لطفا کاسه کوزه‌ تون رو جا دیگه پهن کنین .. .

- از دود ُ دم و لاو و دیسلاو خبری نیس اینجا، معمولا حرفام خطاب به خودمه یا که کلی ِ .. .

- جُوییدن آدامس در این مکان اکیداً ممنوع‌ .. .

- خواهشا با لذت نخونین ! من گناهی به گردن نمی‌گیرم .. .

جزئیات گروه

شناسه 1014
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط مدیر
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 92 پست
عضو 111 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 367
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 204
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 373

کاربران گروه

(109 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

نحسواره .. .
شناسه‌: 1014 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

وقتی سر هر اتفاقی با گفته بشه "وای ِما داره به کجا میره!؟" - " ِما داره به کجا میره!؟" - " ما داره به کجا میره!؟" - " و ما داره به کجا میره؟؟" - " ِما داره به کجا میره!؟" و امثالهم, دقیقا به همین خسته‌کنندگی که عرض شد, به این می‌رسم اگر بنایی روی ساخته شده, اصلا همون بهتر به کل فرو بریزه و خیال هممون رو راحت کنه که حداقل زودتر تکلیفمون رو بدونیم / گاهاً یه سِری طوری جلوه داده میشه که میشه اینجور برداشت کرد وقتی با یه "فووت" قراره همه چی شه، موارد خوب هم انگاری ء یا فقط در بایستی بوده باشن و بس / در ضمن تا زمانیکه یه گوشه لَم دادیم و در عین حال آه و در راستای قسمتِ "به کجا داریم میریم! کجا داریم میریم!" , به شخصه می‌تونم چشم‌بسته و این شعر رو زمزمه کنم "هیچ‌جا نمیریم, همیـنجا هسـتیم" (2 بار), پس نباشیم .. .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

اين از ‌ـِمون ميتونه باشه که هربار بخوايم و والاي چيزي رو نزد خودمون نشون بديم, حتما بايستي به و بقيه روي بياريم / مثل همين عکسهايي که توي نت پخش‌ـِه و يه طرف چهره‌ي غرق در خون و يه طرف جووناي امروزي که تيپ يا پوشش يا اعتقادشون عرف جامعه نيست / هر جور که حساب ميکنم اصلا مقايسه‌ي جالبي نيست که ارزش و فاصله‌ي با بقيه آدمها رو فقط با اين نوع کردنا‌ بتونيم وصف کنيم و بعد هم پيش خودمون فکر کنيم که بله ديگه از اون مرحله‌ي نام‌گذاري و ‌ها با گذشتيم و خيالمون راحت که ديگه خبري از جمله‌ي "جواب شهدا رو چي ميخوايم بديم؟" نيست و افتخار بابتِ اينکه دیگه در حد خودمون ‌ــِمون رو ادا کرديم, در حالي که با خُرد کردن بقيه, بين نسل‌ها و هم‌وطن‌هامون بيشتر تفرقه انداختيم و سر لج و لجبازي با ‌هايي که بين طرفين پيش اومد, همه‌ي ارزش‌ها رو زيرسوال بردیم, چيزي که در همه‌ي اون از ‌ها و ‌هاست

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

جاییست که در آن مقابل "هرگونه" اتفاق و نگاه ‌ای "جبهه‌گیری" می‌کنند, اما, در عین حال مُدام از و بودن روزهای ‌شان می‌نالند .. .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

اینکه نتونم به خیلی از ‌هام برسم و با اینحال ندونم که از راه نادرستی وارد شم, خب این خوبه, خیلی هم خوبه زندگی کردن .. فقط بحث این می‌مونه که چه که مثلا ی من بوده که بهترین توی پُست دلخواهم شم, یه یا یه ‌ی صاحب‌سبک و اینجا شرایطش مهیا نبوده اما اینا رو اون دنیا به راحتی بتونم به دست بیارم, اونموقع دیگه اصلا چه ارزشی داره و مهم تر اینکه که بقیه هم همینطور با یه بتونن همون چیزی باشن که من میخوام و عملاً هیچ فرقی بینمون نباشه / اونم واسه منی که همیشه می‌دادم دقیق همونقدری که میکِشم به ‌ـم برسم, نه بیشتر و نه کمتر, بدونِ اینکه اصلا دَرِش دخیل باشه / شایدم توو بهترین حالت باس انقدر جای خوبی باشه که در درجه اول کردن به خیلی چیزا رو از آدم بگیره .. .

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

روي برنده‌شدن جايزه‌ي ‌کِشي هم حتی حساب باز مي‌کردم / فکر به اينکه اين پولها چه اندازه عوضم ميکنن رو سریعاً با ‌ای که براي مي‌ريختم پرت مي‌کردم / ‌ی بغلي با آن حياط درندشت که مُدام چشمک ميزد, ديگر مال ما بود و کنار ما زندگي مي‌کرد / براي بابا يکي از آن ‌هاي که عاشقش بود نشان کرده بودم / ‌ها همه صاف شده بودن و ‌ها به رسم هميشگي باز با دوستانِ خانوادگي به مي‌رفتيم / همه رو مشخص کرده بودم, حتي بخش بزرگي براي کنار گذاشته بودم ولي براي سرعت‌بخشيدن و اينکه اين چراغ‌ها حتما به خانه روا باشن و تاثيرش رو به چشم ببينم, خودم شخصاً وارد عمل مي‌شدم و به عهده‌ي جايي نمي‌سپردم / اما من بجای اينکه ترسم از نبودن اين پولها و آينده‌هاي روي آب باشه, بيشتر از اين مي‌ترسيدم بخاطر ‌م اصلا اين پولها رو در اختيار من نگذارن و با خريد و اضافه‌کردن پول توو جيبي, يا با باز کردن حسابي جديد, باز سر و ته این ها رو هم بیارن .. .

این ارسال را بازنشر کرده است.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

گفتند: " با باش کن " ولی , من که خدا رو واسه اینا نخواستم .. .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

معمولاً هرجا که "بالا" میزنه, بالا اومدنِ هاش رو هم بعد از مدتی دارم / فکر می‌کنم خودش به اندازه‌ی کافی جایگاهش مشخص هست که نیازی نباشه "شدت" بگیره / دلیلی نداره آدم به عنوان "دردودل" یا "هم‌صحبتی" تمومِ , های زندگیش و حتی زیر و بم مسائل خانوادگیش رو مو‌ به مو برای کِسی تعریف کنه / که حالا بعد از یه سوءتفاهم کوچیک یا هراتفاق بزرگی که نون و نمک‌ها شکسته شد, یهو ببینه چقدر داده دستِ بقیه, که اگه احیاناً اونا پایین برن خودشم همراشون پایین بکِشن / آخرم بجای اینکه به ‌انگاری های ‌ی خودش پی ببره, بگه چقدر جدیداً آدمها بد! شدن و دیگه به هیچکی نمیشه کرد .. .

و 1 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

این روزها که وقتم کمی تر شده یا درگیری ذهنیِ مهمی نیس, سعیَم اینه روی چیزای بیشتر کنم (شاید بعداً چنین فرصتی نداشته باشم) / اونقَدَر ساده که همین سادگیش گاهی باعث شده به کِشیده شه, که البته عواقبشم دیدم و خیلی جاها جلو راهم رو گرفته / مثل همین دووم آوردن روو که بعد از چند لحظه, وِلُو و پخش نشم رووش .. مثه عقب‌جلو زدن ‌ها و ختم کردنش در عرض ده دقیقه .. مثه همین که دست‌به‌قلم میشم فقط یه غلط‌خوردگیِ کوچیک کافی نباشه وا بدم و به خطِ میخیم روو بیارم .. یا خوندنِ چند خط از کتاب درسی باز منو نبره به دورانِ ‌نشینی‌ها که شبیه تخته‎ی کلاس اعصابم خطخطی شه / شاید نشه این رو راحت حل کرد ولی هدفِ اصلیم اینه بی‌حوصلگی رو کم‌کم به بندازمش / من بارها روو چیزایی گذاشتم که به خودیِ خود زیادی نداشتن و همین که براش کردم ارزشش رو برام بالا بردش, پس همین دلیل بزرگیه که از پسش برمیام با تموم سادگیش البته .. .

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

بودن بین موجودات شُل و بیحال که هیچ امیدی ندارن یا بی‌دلیل میشن؛ فقط آدم رو ‌تر میکنن / اونم برا منی که حتی حریفم, دشمنم, یا هر عبارتی که سر راهم قرار گرفته رو هم دادم که همیشه باهاش توو ‌ترین دورانِ عمرش مواجه شم, طوریکه روو کاغذ زیادی نداشته باشم / که مجبور شم با ‌ی بیشتر و تمام واسه بجنگم / فقط اینموقع‌هاست که واسم معنی پیدا میکنه / یا سوزش زیادی به همراه نداره و یه ‌ی بزرگ میشه .. .

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

لااقل واسه نسل های بعدمون از بجای اینکه اینقـَدَر کنن "به صدای قلبت گوش بده" - "ببین حسّت چی میگه" - "چی رو بیشتر دوست داری" و اینجور توصیاتِ , کمی هم، فقط کمی هم کنن "چی بیشتر با جور درمیاد" - "دو دو تا چهارتا کن" - "با خودت چندچندی" - "چی مهم‌تره" - "چی درست‌تره" / حتی بجای گفتن‌ها که معمولا موقع "نومیدیِ محض" کاربرد داره یا به مرور اینطور میده, های بهتری کنن, مثه همین های ساده, که شروعم با همین بود .. .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

پاک کردن صورتِ ‌هایی که در واقع اصلا مسئله‌ای نبودن و بیخود و بی‌جهت با ذهن رو کردن, نشون دهنده‌ی نیست, بلکه ساده ترین و ترین راه حله .. .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

اینکه این رو داشتم ِسنگین "خیلیا" رو از نزدیک لمس کنم و سعی کنم خودم دیگه نکنم, برام یه و شانس بزرگِ که جای داره همیشه / فقط اون قسمتش که اون "خیلیا" اتفاقا خیلی بهم بودن و در حالی که کمکی ازم برنمیومده یا دخالتم اوضاع رو وخیم‌تر می‌کرده, مجبور بودم فقط از چندقدمی هِی نگاه کنم و ظاهراً خیلی جلوشون کاغذ و قلم دست بگیرم و هِی نـُت برداری کنم تا دقیق یادم بمونه و درس شن, خوشایند نمی‌تونست باشه, که اصلا نیست .. .

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

به این فکر کرده بودم که با اینکه و ما نسبت به خیلی از آدما هستش, مثه ها و ها / اما اگر کمی پای حرفای اونا هم می‌نشستیم (که بخاطر چی و چجوری) و یا ‌شون رو از نزدیک‌تر می‌دیدیم. هرچند به هر نحوی که بود تا ابد کارشون رو می‌دونستیم, ولی دیگه حداقل اون تصویر و که توو ذهنمون ازش ساختیم رو نداشتیم .. .

این ارسال را بازنشر کرده است.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

به های انحرافی که می‌رسیدیم ِمان تأکیدی می‌شد , به اتفاق می‌زدیم / و ‌ـِمان با هر مکثی , نقطه به نقطه , جوش به جوش نمایان می‌شد .. .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

میدم توو اعماقِ دنبال بگردم و با این م زنده باشم که هیچوقت تاریکیِ نیست / تا که بخواد نور ِ زیاد چشمم رو بزنه, یا بخاطر چند تا روی پیراهنِ روشنم, زمین و زمان رو سیاه و کثیف بدونم و بار کنم .. .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.