دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

می‌نویسم که فقط نوشته باشم .. .
ترجمه: چـِرت میگم که فقط چُرتم نگیره 3نقطه‌ آخریش‌ با‌فاصله:d


اِنقدر زخم‌ زدن که روحم کلفتم شده / یه‌وقتاییَم اِنقدر الکی دست‌ زدن واسم‌ که، آخر ِدنیا می‌گفتم شده !
- شخصیه، لطفا کاسه کوزه‌ تون رو جا دیگه پهن کنین .. .

- از دود ُ دم و لاو و دیسلاو خبری نیس اینجا، معمولا حرفام خطاب به خودمه یا که کلی ِ .. .

- جُوییدن آدامس در این مکان اکیداً ممنوع‌ .. .

- خواهشا با لذت نخونین ! من گناهی به گردن نمی‌گیرم .. .

جزئیات گروه

شناسه 1014
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط مدیر
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 92 پست
عضو 111 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 367
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 204
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 373

کاربران گروه

(109 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

نحسواره .. .
شناسه‌: 1014 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

اینه که, هم میخواد / نه که قصدم ترکِ دنیا بوده باشه! و بخوام قطع ارتباط کنم با آدمایی که واسم خیلی دارن .. اتفاقا گاهی باید از بودن در کنارشون لذت ببرم و خیلی چیزا ازشون یاد بگیرم .. گاهی هم حضور توی شلوغی‌ها و همهمه‌ها راه ِخودم رو بهتر نشونم بدن .. / اما در کل دیدن رفتارهای غیر منطقی مثه ‌ و ‌ و و جانب‌داری‌های بی‌مورد, و مهم‌تر ‌های بی‌جهتی که خودشون برای خودشون می‌سازن باعث شده هر روز بیشتر قدر ‌هام رو بدونم و بفهمم چقدر , به معنای واقعیش .. / هر چند هم, می‌خواد .. .

این ارسال را بازنشر کرده است.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

وقتی یه‌بار نت وصل نمیشه‌, برق قطع ِ, فشار آب ضعیفِ, هوا آلوده‌ست, جاده رو آب گرفته, ترافیک ِ.. / غیر از ‌ها با , ولادت, شهادت, جشن ملی, عزای‌عمومی, راهپیمایی, جلسه !, بین‌التعطیلی مواجه‌ای و کارات درستُ به موقع پیش نمیرن .. / سوای ‌های و بلاهای طبیعی مثه برف شدید ُبهمن و سیل و خشکسالی و مرگُ میر و سه‌روز خاموشان و خسوف! و کسوف! و زمین‌لرزه و برخورد شهاب سنگ و سایر قضا و غدر .. / خب واضحه که دیگه معنی‌ای نداره, اعصابتونم الکی خورد نکنین .. .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

ظاهراً باید ‌ی خوبی بوده باشم یا که اینطوری نشون میدم , این رو خِیل ‌ها , و ‌هایی که فقط برا من تعریف میشه, که توی جمع و برا همه‌, ولی تـَش می‌بینم انگاری فقط من موندم و نگاه به منه, ثابت می‌کنه .. . / بی‌ربط‌تر اینکه : بنظرم با کِسایی بایستی داشته باشیم که به اندازه هر 10 دقیقه صحبتی که می‌کنن , خودشونم حداقل 1 دقیقه و گوش دادن به حرف بقیه رو داشته باشن یا که روی حالات ‌شون یه نَمه بیشتری دارن .. . تا این حد کم‌توقع .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

واجب بود توو دوران , حداقل یه چیزای ساده که به دردمون هم بخوره , مثه رو می‌دادن .. . (خودم بارها ‌خواستم دنبالش برم ولی نشد) / همیشه به این فکر می‌کنم اگه جلوی چشمم تصادفی رخ بده یا به هرطریقی شخصی به بیفته و کِسی جز خودم اونجا حضور نداشته باشه, چقدر و غیرقابل هست تا قبل از اینکه و کمک بقیه برسه ندونم که چه اقداماتی بایستی انجام بدم , همینجور عینهو چوب‌خشک جون دادنش رو کنم یا که با یه حرکت ندونسته زودتر باعث مرگش هم بشم / هیچوقت یادم نمیره یکی از ‌هامون تعریف کرده بود مردم شهرشون رو با کلی زحمت از زیر زنده بیرون می‌آوردن، بعد می‌دیدن شدیداً احساس می‌کنن بهشون می‌دادن و فاتحه مع الصلوات||| .. .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

ها در باطن هیچ فرقی با هم ندارن , فقط توی یه دیگه‌ای هستن .. . /

این ارسال را بازنشر کرده است.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

تا جایی که دیدم , کِسایی که تمام فکر و ذهنشون دین هستش و روی اون ‌هایی میزنن و به میخوان مردم رو دین‌گریز کنن, دقیقا همون کِسایی بودن که یه زمانی هم بصورت می‌زیستن و به می‌خواستن همه رو از "نوع ِ خودشون" دیندار کنن . / و بالعکس / توی به خواسته‌هاشون نرسیدن که شدن .. .

این ارسال را بازنشر کرده است.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

اگه بخوام "به‌هم بریزم" به حتم سر مسائل و نیستش, که هم به اندازه کافی پوستم کلفت شده و هم انتظار زیادی نمیشه داشت در این مواقع , بلکه سر مسائل بسیار ‌ست که در نگاه اول ممکنه روی اونها به نظر بیاد , ولی من فقط از این می‌رنجم که مجبورم مدام ‌‌ترین و پیش‌پا افتاده‌ترین ‌ها و ‌ها رو مو به مو کنم و به اینکه اینقدر ساده‌ست, فکر کنم اینبار دیگه شدن , اما تا دفعه‌ی بعدی فاصله چندانی نباشه .. .

این ارسال را بازنشر کرده است.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

از اینور هم ‌هایی بودن که همیشه توی هر شرایطی باهام با یه و خاصی تا کردن , هرچند اگه خیلی ازم بزرگتر بودن یا همسن بودیم , طوریکه انگار منو با کِسی دیگه و با یه اجتماعی ِدیگه‌ای اشتباه گرفته باشن / به اینکه با همه به همین نحو کردن و اصلا چنین نوع برخوردی رو داشتم یا نه هم کاری ندارم , فقط می‌دونم در هر صورت ‌ـَم رو خیلی ‌تر کردن .. .

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

سعی کردم همیشه ‌ت‌ـَم قبل از شدن, حتما از یه عبور کنن ... ظاهراً ‌س که همین باعث شده گاهاً بعضی از ‌ترین چرندیاتمم چندماهی توی لیست انتظار خورده باشن, تا از هر نظر ‌شن و مهم‌تر از همه اینکه ‌شم حرفام و به شخص ِخاصی نیس و کاملا منظورم کلی ِ ؛ که اینطوری هیچوقت به خودم این رو ندم بخاطر و ‌های زود نشون بدم , در واقع خواستم یه جدی باشه واسه خارج از دنیای ‌ــم / (( شایدم یکی از دلایلش اینه که قابل نبوده دیدن به وفور ارسال‌های ‌ای که بدون اینکه نامی بشه, خیلی جوابیه‌ی ارسال مشخصی بوده، گاهاً دریغ از اینکه صبر شه حتی پست ِقبلی ‌شه و چندثانیه‌ای ازش بگذره )) .. .

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

مثلاً توی همین ‌های استانی که از بچه‌های کوچیک می‌گیرن از پشت بابا مامانشون قایم میشن و رو با به زور و با کلی مِن‌مِن حرف می‌زنند یا توی همین ‌ها گاهاً چشاشون از میزنه بیرون ببینن بزرگترشون چی بهشون اشاره می‌کنن تا همونا رو کنن .. در مقایسه با بچه‌های تهرانی که با اعتماد به‌نفس و قشنگ مثه بلبل حرف می‌زنند و ما توی این هم گاهاً هُول‌برمون‌ می‌داره و از حرف‌زدن مقابل یا جلوی جمع میریم , یا هنوز دلمون خوشه به کسایی که مدتی زندگی کردن و الان اینجان؛ که بیان به از ما حرف بزنن .. . / بنظرم همه بچه‌ها رو بایستی توی همون سن 5-6 سالگی یه ‌-آموزشی چندروزه بفرستن تهران, محض اینکه فقط ‌کردن! رو یاد بگیرن و به برسن که ‌ـِشون عین ما نشه، البته به شرطی که از چندروز بیشتر نشه که یجورایی همون حکایت ِ از پشت بام افتادن ِ .. که این نوعشم ‌ش به وُفور یافت شده و ما از ترس ِ , دور‌ و برشون نمی‌‌پلکیم .. .

این ارسال را بازنشر کرده است.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

‌تر از همه اونی نیس که بدبختی های بزرگتر و بیشتری داشته باشه, اونی ِکه دُور تا دُورش رو آدمای بدبخت کرده باشن و بایستی ِـشون کنه .. . / البت رو هم میشه کرد .. .

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

من که مدام با "نیاز به شدن"ــهام جنگیدم , ِهمیشگی ِ ‌ـهای خودمم .. .

این ارسال را بازنشر کرده است.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

اینجا که داریم نمی‌نویسیم! که انتظار داشته باشیم خانوم‌ بهمون ‌ا‌ی که حقمونه رو بده, که هِی بگیم واسه بعضیا ‌بازی شده و نژادی و جنسیتی قائل میشن و پای حقوق‌بشر و رو می‌کِشیم وسط, که چرا باید پستای اونا که از نظرمون هیچ ارزشی ندارن هزارتا (نماد کِسرت) و و بخورن .. اما چرا خودمون که از مغزمون همینجور بی‌وقفه تراوش می‌کنه یا توی کردنِ حرفای دیگران سری توی سرا داریم ازمون هیچوقت به عمل نمیاد / بجای این حرفای , ببینیم اون بعضیا چقدر ارزش و وقت میزارن و به بقیه می‌کنن و چندتا و دارن / و اونوقت خودمون چقدر ؟! و تا چه حد معاشرتی هستیم !؟ که گاهاً حتی پستای خوب رو زورمون میگیره لایک کنیم یا می‌ترسیم که احیاناً لایک‌های اون‌بعضیا از خودمون خیلی بیشتر شه .. . ( ادامه در .. .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

یه حرفایی رو میشه بدون واسه‌ی همّه‌ی های روی زمین روو کرد که بدونن , طوریکه هیچ مشکلی پیش نیاد / ولی فقط نه بصورت به همشون! مجبوری دونه‌دونه با همّشون کنی و کِسی هم جا نمونه تا هم شی ، هم نزاره .. .

این ارسال را بازنشر کرده است.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

باز \ \ مطمئن باش منی که هرساله این رو تاجایی که یادمه, از روو و بخاطر و با ‌ـی که مدت‌ها ندیدمشون و فقط این‌موقع‌ در هستن توی این شدم و تابحال یه قطره که نریختم هیچ, بگو ُبخندا و ظاهرمون توی متن نمی‌گنجه, از تو و امثالت {که کل سال رو راحت نون از گلوت رفته پایین, زدی, خوردی, کردی و ویژه‌ای به داشتی و روابط ‌ـِت هم یه امر دونستی و با تعریفش می‌کردی و تریپ برمی‌داشتی جوری که ‌ـِت می‌گرفت بگی ‌ ـی هم داری .. امـــا .. اما توی این ماه به‌عادت یهو میشی و گرفتَتِت، تغییر میدی, ‌می‌پوشی و طوری به سر و سینه‌ی خودت می‌کوبی و با یه سِری حرکات ِدیگه .. همه اون‌کارهایی که انجام میدادی رو برای چندروز گناه و اَخ میدونی, انگار نه انگار که .. . , چون معتقدی "هر چیزی باید سر جای خودش باشه" کیف‌و‌حال جای خودش ولی موقع هم همه چی سر جای خودش} پاک تر ِ , پس بهم بد نکن .. بهرحال باشه .. .

این ارسال را بازنشر کرده است.