دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

می‌نویسم که فقط نوشته باشم .. .
ترجمه: چـِرت میگم که فقط چُرتم نگیره 3نقطه‌ آخریش‌ با‌فاصله:d


اِنقدر زخم‌ زدن که روحم کلفتم شده / یه‌وقتاییَم اِنقدر الکی دست‌ زدن واسم‌ که، آخر ِدنیا می‌گفتم شده !
- شخصیه، لطفا کاسه کوزه‌ تون رو جا دیگه پهن کنین .. .

- از دود ُ دم و لاو و دیسلاو خبری نیس اینجا، معمولا حرفام خطاب به خودمه یا که کلی ِ .. .

- جُوییدن آدامس در این مکان اکیداً ممنوع‌ .. .

- خواهشا با لذت نخونین ! من گناهی به گردن نمی‌گیرم .. .

جزئیات گروه

شناسه 1014
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط مدیر
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 92 پست
عضو 111 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 367
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 204
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 373

کاربران گروه

(109 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

نحسواره .. .
شناسه‌: 1014 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

ولی من, هنوزم همونم! گرچه گاهی دلسرد میشم از اینکه دُورم یه مُشت هستن و ‌ها هم قارِشون رو جمع کردن ُپیاده رفتن .. .

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

راهنمایی که بودم یه داشتم که هرچی روی کُره‌ی زمین بود ُجمعآوری و اونجا حوالش کردم! به قدری اعتماد به نفسم بالا زده بود که با همین داشته ها، زیاد میگفتم, زیــاد, به این نحو که اول های مورد نظر را انتخاب, سپس با چندتا بلغور، نقطه چین های اول هر جاگذاری میشد! بعد دو طرف ُوزن‌ــَم میگرفتم که کسی شک نکنه! / بعد اون سالهای درخشان‌ـَـم، مدتهاس اکثر ِاین هایی که بیرون میاد ُکه گوش میدم همش داره منو یاد ِجوونیام میندازه, اتفاقا هم خیلی خوشحال میشم می‌بینم که جوونا راه ِ ! ُدر پیش گرفتن .. .

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

یه در من گم شده‌ستــ / من توو بیداری خوابم برده بود, خوابم برده بود, حتی اگه همه دنیا رو آب هم برده بود, یهو چشم باز کردم, زمین و زمان عوض شده بود، حیرت زدم مثکه مثه ! .. / گیج و منگ سِیر میکنم توو عالم ِهپروت, تشخیص نمیدم به دامم انداخت یا نجاتم داد .. .

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

از یجا داری رد میشی یا دور میزنی که اتفاقی متوجه میشی یه سِری ‌شون بصورت ِاختصاصی فقط تو رو دنبال میکنه ُ اگه پاش بیفته در حد ِ360 درجه‌هم میچرخه||| این وِیژگی بیشتر توی پیرمردها و پیرزنها دیده شده که عادیه و احترامشونم واجبه! ولیِــ واس رده سنی ِپایین‌تر, حتما داره .. .

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

: مثه این می‌مونه همینجور امتحانی بگی: " " بعد ملت ِهمیشه حاضر در صحنه هم خودی نشون بدن و بجا , هرکی یجور با حرفاش خستگی رو چندچندان کنه: -"آررره خیــــلی" / -"راست میگیا، چرا زودتر به ذهن ِخودم نرسیده بود!" / -"اتفاقا من چندروز پیش به این نتیجه رسیده بودم" / -"همیشه همینطور بوده" / - یادش بخیر , در زمان‌های قدیم اصن خستگی نبود!" / یکی هم صدای خروپفش باشه به خستگی و که همچنان بسیار .. .!

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

, بنده‌هات, توو سیر ِتکامل, هر روز دســــــــت از پا دراز ترن / واس ِتسکین, بــِ(هـ)ــت تیکه! میندازن / خودشونُ دست میندازن, با احساس ِ شدن .. .

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

بگی مغزتونُ شست ُشو دادن گزارشگرا , لیدرها , تا اون کله‌گنده هاش ! که دیگه تمومش کنین این بادی به‌هرجهت بازیا رو , یکم خودتون تجزیه تحلیل کنین! نـَ ‌که بقیه ‌ـِـتون رو تغییر بدن با یه مُشت چرندیات ِجهت‌دار , خودتون قضاوت کنین و ازینجور های شبونه دیگه ! / کلی وقت صرف کنی تا بتونی منظورتُ برسونی ! بعد اونام تاییدت کنن با بَه‌بَه چَه‌چهَ هاشون, صحبتات چنان تاثیرگذار باشن که دیگه در مورد هرچی نظر میدن حس کنی عینهو حرفای خودتن! هرچرندی هم بگی، ببینی دیگه بدون ِچونُ چرا آب‌طلا می‌گیرنش||| .. .

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

کلّ ِ رو می‌بینـن تهوع‌آور ُ بــِ(هـ)ـش دارن حــسّ ِ / اما یهو! نمی‌دونم چطور سریع میشن , با یه چشمک از جـنس ِمخالف .. .

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

باد وزید ما را .. . / ببین این آخر ِعمری به چه فلاکتی افتادم!, بهرحال خوشحالم برگشتم / مثکه از نو شروع شده نیشخندا و نگاه های مُحقـّر که اشاره‌وار دارم دست به دست میشم / یه ضربُ المثل ِمظلومی هم هست که چیز ِخاصی نمیگه، فقط سرشُ میندازه پایینُ تا می‌تونه فحش میده محض ِاحتیاط، که منم همیشه ارج می‌نَهَم / با اینهمه سابقه درخشان و سالها خودکفایی حالا رسیـــدم به تکّه کلام ِبابام که همیشه با شوخی میگه " آخه کی رو منظور ببه ؟!" فقط من یکم جدی گرفتمش که زیاد مهم نیس .. .

این ارسال را بازنشر کرده است.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

به مرور ِزمان متحول شنُ بدون ِاینکه ‌شون ذره‌ای یاری بده همه حرفای خودمُ که یه عمری نتونستم قانعشون کنم به خودم پس بدن / همه حِسّای عجیبُ مزخرفی که پیش از موعِدش تجربه کردم و یه برهه زمانیُ یه دنیایی که ناشناخته بودُ مونده بود روو دستم و سخت ردش کردم، خیلی بعدتر از من بهش برسنُ به خُورد ِخودم بدن، برام از زندگی بگنُ عواقبش، از الکی بودن ها تا الکی شدن ها، منم فقط نگاهشون کنم ! / چرتُ پرتا, تکیه کلاما,ایده‌ها و اعتقادات ِخاصم و همه چیزایی که پشیزی ارزش نداشتن یه‌روزیُ نیشخندا و جبهه گیری‌ها جوابش بودن، همه به‌وقتش خریدار پیدا کننُ چیز ِخاصی به اسم ِخودمُ واس ِخودم نَمونه و هم بترسم با دست دست کردنام بقیه حرفامم یکی قبل ِمن بزنهُ با خاک یکسان شم / نه اینا شدن نداره! حتی شدنشم بچگانه‌س تا حدی ، ولی، همینکه یجورایی به من ختم میشه||| .. .

این ارسال را بازنشر کرده است.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

صرف‌نظر از دهن‌لقی‌ها و مُچگیری‌ها / اگه گلایه و ُ معمولا به درُ دیوار میزنم واسین ِ جِلو کِسی روو کنم ناخواسته به احتمال ِصدُسه‌درصد به خودشون میگیرن که منم وجداناً راضی نیستم! البت بیشتر که فکر می‌کنم می‌بینم واقعنم حق دارن به خودشون بگیرن وقتی مشمولِشن / خوبه باز همیشه قبل ِاینکه اتفاقی رخ بده بهشون میگم با چه چیزایی بــِهَم میریزم ُخودشونم میگن "آورین، منم همینطوریم" ُاز این قبیل داستانای .. .

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

انصافا روو خیلی ازین کلماتی که همینجور از دیوار ِراست داره بالا میره خیلی حساس شدم ! حتی روو همین هم همینطور! چند باری هم زدمُ کسی هم شک نکرد، بهرحال پروسه‌ی زمان بری بودُ باس طی میشد / چند ورق از مهم ترین نوشته‌هامُ که هیچوقت جای مشخصی نداشتنُ گم کردم، من همه رو از چشِِ ِ می‌بینم ! هنوز داغمُ نفهمیدم چی رو از دست دادم اونم منی که واسه چرت ُپرتام ارزش ِزیادی قائلم، شاید بلد نیستم اونقد ضایع در حد ِ باشم / خیِِـــلی یهووو سیبیلمُ زدم فکر نمی‌کردم اینقدر دیگه جوون باشم، یه سِری سفارش کردن یه قسمت از ریشُ که جز ِآثار ِباستانی محسوب میشه رو هم بکل بزنم ُپیشنهاد بی‌شرمانه‎ای بودُ قضیه زیاد جدی نشد / شاعر گفتنی اینچیزا واسم نمیاره ولی چرا ! (بزار بی‌ریشه‌ها به ریشم بخندن هم جای خود) .. .

این ارسال را بازنشر کرده است.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

ازون اول ِابتدایی تا الی ماشالا که ِکلاس و امثالهم بودمُ نرونیایی داشتم واسه خودم،هرازگاهی اون سِری که اسمشون همیشه‌ی خدا توی لیست ِ ها رزرو شده بود یه تریپ مرامُ معرفتی میومدن حالا نه مشخصا واس ِمن, کلا, خیلی بیشتر می‌چسبید تا اونایی که حتی عرضه بد بودنم نداشتن / بی‌ربط ترش اینکه اگه مامورُ معذورُ مسئولیت پذیر نبودم و از عواقبش میترسیدم که, دیگه بچه های گنده ُشر ِکلاس منُ به ضیافت ِ "بیرون ِمدرسه می‌بینمت" دعوت نمی‌کردن / حالا اونکه من خیلی ایستاده گریه یا مثه یه مرد فرار می‌کردم بحثش جداستُ باس بشه .. .

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

به جون ِخودم که اگه نباشم میخوام اصن دنیا نباشه از دوم ِراهنمایی با عنایت همکلاسی های ِتخت های حوالی که محاصرانه تحت ِفشار گذاشتنمُ بخاطر ِ های ‌ای که استفاده می‌کردم مورد ِتمسخرشون واقع می‌شدم ناچار شدم فحش های بَد بَد هزینه کنمُ الانم که فکر میکنم اگه اون ‌‌ی زمانی رو یجوری جاخالی داده بودم الان همون بچه ِ بودم البته همیشه بخاطر ِارزشی که واسه کانون های گرم ِخانوادگی ِملت قائلم فکر ‌کنم هنوزم همونم با ارفاق ( صرف ِنظر از اصطکاک و فحش های و ) داشتم می‌گفتم, اینو قربون صدقه هایی که فقط و فقط واس ِدر ُو دیوارا میرم اثبات می‌کنه / کرده بودن اونایی که به دادن ندارنُ فقط در مواقع دردناک و ضروری استفاده میکنن می‌یابنُ و اونا که عادتشونه نه، ولی من ‌ـِش کردمُ به کسی هم نگفتم .. .

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

: از بدو ِتولد صغل سنی داشتم / اکثریت هم که هنوز بصورت ِ روی گیر کردنُ انشالا با این همه پیشرفت چشمگیر در آینده از اوکیش کنیم ولی حالاحالاها که جهان سومُ صرفا مصرف کننده / همیشه باب ِمیل خودمم فقط تـَهَ‌م یکم ‌ست / از خودراضی نیستم ولی از خودم راضی ام بنا به استناد / به نظرم آدم مغرور باشه خیلی بهتر ازینه طوری باشه مثه مور ُملخ از سرُ کولش بالا برنُ دیگه نشه هیچوقت کنترلش کرد! / ملت از بس کم دارن و هیجان ِزندگیشون اُفتیده که یا روو آوردن به یا منتظرن یکی به یکی ای بزنه در حد ِوسعشون بپرن شلوغش کنن حالا دقیقا کدوم ور باشن هم مهم نیس زیاد ، همین که دور ِهمن ُصمیمیت جوش ُخروش میکنه کافیه واسشون / جالبه یه سِری میکننُ غصه‌َشُ یه سِری دیگه میخورن جالب ترش اونکه یه سِری که اول ذکر شد حداقل با یه ِدیگه دارن واسِ خودشون دُور ِ دنیا رو میگردنُ عخشُ حال میکنن !

این ارسال را بازنشر کرده است.