بهاره
بچه ها شب خوش.... خوش بگذره
بهاره
حرف که میزنی طنین صدایت برایم همان آشنایی دیرین را تداعی میکند، دیگر دلم نمیکوبد، آزرده نمیشوم و حتی پریشان ... خیال نمیکنم که از من فاصله میگیری ، غریبه میشوی... و من در انتهای احساس تو قرار گرفته ام...! سکوت نکن لطفا... سکوت که میکنی من تنها هستم با احتمال ها، شاید ها... و دنیای دلواپسی ام درمورد تو...
بهاره
شبی باران شبی آتش شبی آیینه و سنگم. شبی از زندگی سیرم ... ... شبی با مرگ می جنگم. تو آتش می شوی بر خرمن احساس تنهایم تو را با هر نفس می بویم اما باز دلتنگم...
بهاره
تو به افتادن من در خیابان خندیدی و من همه ی حواسم به چشمان مردم شهر بود که عاشق خنده ات نشوند . . .
بهاره
این آب نبات چوبیایی رو دیدی که کلی وقت و انرژی پاشون صرف می کنی بعد می فهمی آدامس نداره توش !! چرا با احساسات آدم بازی می کنین
بهاره
یادم باشدحرفی نزنم که به کسی بربخورد نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد خطی ننویسم که آزاردهدکسی را یادم باشدکه روز و روزگارخوش است وتنهادل مادل نیست. یادم باشدبایددربرابرفریادها سکوت کنم وبرای سیاهی ها نوربپاشم. یادم باشدازچشمه،درس خروش بگیرم وازآسمان،درس پاک زیستن. یادم باشدکه سنگ،خیلی تنهاست.
بهاره
ترس از شکسته دوباره اجازه عاشقی به من نمیدهد نمیدانم باید ترس را شکست داد یا به شکستن عادت کرد
بهاره
این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند .... اما .... من جلوی دهانش را میگیرم وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد .... ... ... این روزها من خدای سکوت شده ام .... خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی ِ دنیا خط خطی نشود!
بهاره
تو روزگار رفته ببین چی سهم ما شد از عاشقی تباهی از زندگی مصیبت ... از دوستی شکستو از سادگی خیانت . . .
بهاره
عشق چیست؟ مادر گفت عشق یعنی فرزند. پدر گفت عشق یعنی همسر. دخترک گفت عشق یعنی عروسک. معلم گفت عشق یعنی بچه ها. خسرو گفت عشق یعنی شیرین. شیرین گفت عشق یعنی خسرو . اما فرهاد هیچ نگفت. فرهاد نگاهش را به آسمان برد؟ باچشمانی بارانی. میخواست فریاد بزند اما سکوت کرد!میخواست شکایت کند اما نکرد. نفسش دیگر بالا نمی آمد؟ سرش را پایین آورد و رفت! هر چند که باران نمی گذاشت جلوی پایش را ببیند! ولی او نایستاد. سکوت کرد و فقط رفت. چون میدانست او نباید بماند. و عشق معنا شد
بهاره
قشنگ ترین بهانه دنیا واسه زندگی کردن عشقه
بهاره
اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده هرشب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم
بهاره
نا رفیقی اگه پابند سرابم بکنی اگه تو میخونه محتاج شرابم بکنی...........
بهاره
رفتی......... خیال کردی همه ی حق باتو بود اما ندانستی که.....................
بسلامت شب خوش
باباي
15 سال و 6 ساعت و 1 دقيقه قبلدلم واستون تنگیده بود.... خوبین خوشین؟ سِلامتین؟
14 سال و 11 ماه و 29 روز و 22 ساعت و 53 دقيقه قبلميسي شما خوبين چه عجب از اين ورا ياد ما هم كرديد
14 سال و 11 ماه و 29 روز و 22 ساعت و 51 دقيقه قبلمنم عالیییییییییییییییییم.... دیگه دیدم اون سایت دلخوام ارور میده گفتم بیام اینجا... بیبینم چه خبره
14 سال و 11 ماه و 29 روز و 22 ساعت و 41 دقيقه قبلميشه بگي كدوم سايت تا منم بيام پس بخاطر ارور اومدي طرف ما باشه توام بشكن اين دلو
14 سال و 11 ماه و 29 روز و 22 ساعت و 36 دقيقه قبل