elnaz
چشمانم را می بندم این صدای باران است چه وحشیانه می کوبد.. می کوبد به شیشه به کوچه.. به خاطره ها به دستان تنهای من چقدر بی قرار است باران را می گویم به گمانم مثل من دلتنگ تو شده
elnaz
گفت:اینقدر سیگار نکش میمیری. گفتم:اگه نکشم میمیرم گفت:اگه بکشی با درد میمیری. گفتم:اگه نکشم از درد میمیرم گفت:هوای دودی جلوی درد رو نمیگیره. گفتم: هوای صاف جلوی مرگو میگیره؟ یه کم نگاهم کرد و گفت : بکش...
elnaz
ﻧﺴﻞ “ﻣﺎ ” ... ... ﺑﺎ ﺳﻴﮕﺎﺭ ﻭ ﺩﻳﺎﺯﭘﺎﻡ ﻭ ﮐﺪﺋﻴﻦ ﻭ برﻭﻓﻦ، ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﻩ.. ﺗﺎ ﺑﺎ “ ﻣﻌﺸﻮﻗﺶ ”
elnaz
آدامسمو با اون همه“شیک” بودنش ... ... بعد نیم ساعت زیر کفشم له میکنم تو که جای خود داری
elnaz
پایان 1 عشق واقعی گریه نیست;-)
elnaz
برام دعا کنید.... خیلی بهش نیاز دارم
elnaz
وقتی دلت خسته شد,دیگر خنده معنایی ندارد فقط میخندی تا دیگران غم چشمات رو نبینن.وقتی دلت خسته شد دیگه حتی اشک های شبانه هم ارومت نمیکنه فقط گریه میکنی چون به گریه کردن عادت کردی.وقتی دلت خسته شد دیگر هیچ چیز آرامت نمیکند به جز دل بریدن و رفتن.
elnaz
ﺗﻨﻬﺎﯾﻢ... ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ... ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ... ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎﻩ ﻧﻤﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻢ... ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺗﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻗﺮﻣﺰ... ﻭﻟﯽ ﺭﺍﺯﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ... ﭼﻮﻥ ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ “ﺧﯿﻠﯽ” ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ
elnaz
یه “دوستت دارم”هایی هم هست... میدونی دروغه ها... ولی قلبت واسه باورش به عقلت التماس میکنه...!
elnaz
یک قطره اشک می شود، یادت... و از کنج پلک زدن ها سرُ میخورد بر گونه ام و بخار می شود... وقتی به جای خالی لب هایت میرسد...
elnaz
خط قرمز تمام نوشته هایم اسم پر خاطره ایست که سال هاست کنج خلوت دفترم پشت هزار برگ تنهایی ام پنهانش کرده ام... تا مبادا تکرارش تمام دفترم را به آتش بکشد...
elnaz
دلم که می گیرد... کودک می شوم، کفش هایم تا به تا می شوند، دستانی میخواهم آرامم کند.. بهانه گیر می شوم، نق می زنم که این را میخواهم.. که آن را میخواهم ولی هیچ کس نمیداند که من فقط خدا را میخواهم...
elnaz
توسط پیامک
صداى تپش هاى قلبم را می شونم... هیچ علاقه اى برای زندگى در آن نیست