elnaz
صبحی که به جای عشق با یک سیگار شروع شود..... یک شروع دوباره نیست....... امتداد پایان است...... برای کسی که دیگر امیدی به ادامه ندارد......
elnaz
خدایا... بارون از تو سیگار از من بیا باهم بریم قدم بزنیم...!
elnaz
به قیمت سفید شدن موهایم تمام شد ولی آموختم که: ناله ام سکوت باشد... گریه ام لبخند... و تنها همدم, سیگار...
elnaz
سیاه بودن لبانم از سیگار نیست لبانم مشکی پوش حرفهایی هستند که نا گفته مانده اند.
elnaz
دارم برگ میکشم... نه سیگار برگ!!! برگ برگ خاطرات سوخته ام را.... که داخل سیگارم ریخته ام...
elnaz
گاهی.... روحم میخواهد برود یک گوشه بنشیند.... پشتش را کند به دنیا.... پاهایش را بغل کند.... و بلند بلند بگوید: «من دیگر بازی نمیکنم»
elnaz
عادت می کنم به داشتن چیزی و سپس نداشتنش، به بودن کسی و سپس به نبودنش، تنها عادت می کنم... اما فراموش نه!
elnaz
بین "الف" تا "ی" فاصله بسیار است... اما فاصله ی بیشتر بین من "با" تو و من "بی" تو است... گاهی همین الفبا مرگ و زندگی را تعیین میکنند...
elnaz
دوستت دارم و این جمله هیچ قیدی ندارد. در بندِ زمان و مکانِ آن نباش!
elnaz
باران میبارد به دعای کداممان نمیدانم! من همین قدر میدانم باران صدای پای اجابت است و خدا با همه ی جبروتش دارد ناز میخرد... نیاز کن!
elnaz
خداییش یه دعا برای همدیگه بکنیم از خدا بخوایم هوامونو داشته باشه ما رو به کسی که میخوایم برسونه یه دعا بکنین راه دوری نمیره
elnaz
تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را، میان ربنای سبز دستانت دعایم کن، که محتاج دعای جمله یارانم..
elnaz
ادعای بی تفاوتی سخت است! آن هم نسبت به کسی که زیباترین حس دنیا را، با او تجربه کردی....!
elnaz
به سلامتی تو.. تویی که الان پشت مانیتور نشستی.. تویی که دلت واسه یه بیمعرفت تنگه.. تویی که میخوای بهش زنگ بزنی ولی غرورت نمیذاره.. تویی که بغضتو قورت میدی گریه نکنی.. تویی که هرآهنگی گوش میدی یادش میفتی.. اره رفیق به سلامتی توئی که حال وهوات مثل من طوفانیه..
elnaz
سلامتى خانواده و رفیقایى که وقتى عشقت زمینت زد، بدون منت تا آسمونا اوجت دادن...