Baran Mohabbat
زن به شوهرش گقت: راضی باش از من، وقتی میروم خرید میدانم اگر چانه بزنم ارزانتر میخرم، اما برای اینکه با نامحرم صحبت نکنم همان قیمتی که نوشته شده میگذارم روی پیشخوان و جنسم را برمیدارم ...مرد پیشانی همسرش را بوسید
Baran Mohabbat
کرب و بلا کاش...تو یکی از کوچه های تو خونه داشتم//پیش کبوترات یه آشبونه داشتم//توی حریمت سهم آب و دونه داشتم . . .