آدم بایــــد #غــــم هایش را بردارد.. برود یک گــــوشـــﮧ ای بمیــــرد.. یک گــــوشـــﮧ از عالــــم کــﮧ " شش گــــوشــــﮧ " دارد.. " #شش_گــــوشــــﮧ "...
بهترین زنـــان شما کسی است که چون با شوهرش #خلـــوت کند، پیراهنِ #حیـــــا از تن بکند، اما هرگاه بیرون از خانه رود، لباس و زره حیـــــا بپوشد .. #وسائل-الشیعه،ج14،ص15 ..
#حجاب از بین نمی ره بلکه از شخصی به شخص دیگه منتقل می شه. پس بدان که به ازای هر دختری که در اینجا بی حجاب می شه دختری در گوشه ایی دیگر از دنیا محجبه می شه حتی اگه قبل از این خواننده و مانکن بوده باشه
#چادر-من ، لباس متهمان در دادگاه یا در زندان نیست .. . #چادر-من ، برای نشان دادن فقر در سریال ها و فیلم ها نیست .. . #چادر-من ، فقط برای رفتن به اماکن زیارتی نیست .. . #چادر-من ، تاج بندگی من است .. بُگذار به #چادُرت پیله کنند مُدام ، به #پَـروانه شدَنَت می ارزد ..
#چــــادر به سرت چه باشکوه آمده است .. شيطان ز #حجـــابت به ستوه آمده است .. خورشيد اگـــــر #بــــرهنه از کوچه گذشت .. تقليد نکن ز پُشت #کــــوه آمده است !.
#قابل-توجه-مدعیان-آزادی..!! نمایشگاه مستقیم فروش کالا..!! فروش:همه روزه از کله صبح تا نیمه های شب..!! مکان:خیابان های سطح شهر-پارک ها- دانشگاه ها و ... با تخفیف ویژه برای طالبان آزادی..!! راستی جنس فروخته شده پس گرفته نمیشود..!! اصرا نفرمائید حتی شما دوست عزیز..!! اما قبلنا کسانی بودند که آزادی را در دفاع از ناموس خودشان میدانستند..!! یادشون بخیر...چقدر از آنها فاصله گرفتیم..!!
دلهره دارم برای روزهای بودن ِ دخترکی که قرار است "مادر" خطابم کند ...
نمیدانم چگونه باید عشق به حجاب را بیاموزد ، چگونه حلاوت "چادری" بودن را بچشد ...
به یاد کودکی ام می افتم ، همان روزهایی که آرزویم داشتن مقنعه ای شبیه مقنعه چانه دار ِ مشکی و بلند ِ مادر بود .
روزی که مادر برایم یه مقنعه سفید دوخت و هنوز هم پس از سالها سرمست شیرینی ِ مرور خاطره اش میشوم .
آن روزها که همه عشقم خلاصه میشد در یک چادر گل ریز صورتی که به هزار التماس با کِش روی سرم دوام می آورد !
از همان روزها بود که عشق به حجاب و عشق به چادر را تجربه کردم .
یادم نمی آيد کسی مجبورم کرده باشد یا اینکه بیایند برایم عشق اش را دیکته کنند و سرمشق بدهند و آنقدر بنویسم "چادر" تا عاشق شوم!
که "عشق" یاد دادنی نبود و نیست ...
عشق را باید ببینی و به چشم ات آشنا بیاید تا اگر روزی دلت لرزید بدانی این همان عشق است ...
اینکه دلت بلرزد هر گاه ذره ای حس کنی کسی چادرت را عاشقانه نگاه نمیکند ، اینکه بترسی کسی فکر کند حجابت از روی اجبار است ، اینکه دلت بلرزد از خدشه دار شدن حرمت اش ، اینکه برایت عزیز باشد حتی اگر تابستان باشد و زیر تابش خورشید هلاک ِ گرمای عشق ات شوی ...
دخترک فردای من! مادر مجبورت نمیکند به عاشقی ...
اما عشق اش را به لالایی هایش می آمیزد و قصه هایش را آنقدر عاشقانه برایت زمزمه میکند که تو هم اسیر این موج شوی و غرق شوی در سیاهی ِ دریایی به نام "چادر" ...