☜-حــــــآجــــ
ﮁﺘﮧ انقد ادکلن ﻤﮯزﻧﮯ ﺒﮧ اوטּ تن وا موندت تو اﮔﮧ با ادکلن دوشمــ بگیرﮮ بازمــ بوﮮ کثافتکارﮮ ﻣﮯدﮮ ...
☜-حــــــآجــــ
یارو میخواست بره مسافرت به پسرش گفت هروقت مامانت کار بد کرد یدونه برنج بنداز تو کیسه.. فردا یارو زنگ میزنه خونه,, پسرش گوشیو برمیداره میگه :مرکز غلات ایران, بفرمایید!!!!!!!
☜-حــــــآجــــ
امروزماکارونی داریم همه دعوتین
☜-حــــــآجــــ
اینجامردی ایستاده که در پس تمام دلبری هایش دلی زنانه میخواهد! اینجا می تواند هر کجا و این زن می تواند هر زنی باشد که برای دلی که با هر هوایی جابجا نشود تا ابد دلبری کند!
☜-حــــــآجــــ
داخ داخ داراخ داخ داخ ، عاشقشم من آخ آخ همین روزا میخرم واسش یه دونه بنزِ می باخ داخ داراخ داخ داخ ، عاشقشم من آخ آخ خودشو به قلبِ من بدونه قِصّه اِنداخت