☜-حــــــآجــــ
ﮁﺘﮧ انقد ادکلن ﻤﮯزﻧﮯ ﺒﮧ اوטּ تن وا موندت تو اﮔﮧ با ادکلن دوشمــ بگیرﮮ بازمــ بوﮮ کثافتکارﮮ ﻣﮯدﮮ ...
☜-حــــــآجــــ
بارون داره هدر میشه بیا با من قدم بزن دلم داره پر میزنه واسه تو و قدم زدن وقتی هوا بارونیه دلم برات تنگ میشه باز نمیدونی تو این هوا چشات چه خوش رنگ میشه باز بارون هواتو داره رنگ چشاتو داره قدم زدن تو بارون با تو چه حالی داره....
☜-حــــــآجــــ
گفتی دهنم بوی شیر میده و رفتی ...... هی لعنتی .. امشب به افتخارت دهنم بوی مشروب .. بوی سیگار .. بوی دروغ هم میده ...... بر می گردی؟!
☜-حــــــآجــــ
بگو بینم تو هم میکنی گاهی یادم یا که الان اینقد دورو ورت داری آدم که فاز فابریکی نه اضافه کارن و پایه عشق و حال ومهمونی و شادی هاتن بگو بینم باهاشون هستی خودی اسمی از من میاری وقتی مست میکنی یا وقتی بحث پیش میاد که باکی دوست بودی میگی هیچکی و بحث و عوض میکنی؟؟؟
☜-حــــــآجــــ
آخه دست خودت که نیست یکم عقده ای شدی خدایی من نمیخواستم اینقد گنده میشدی ازت رکب خورده بودم نه این مدلی چرا دست دست میکنی بری نکنه دودلی چرا واسه رفتن میکنی استخاره مگه کم کردی ازم سو استفاده حالا برو بیاد من بکن هی مست دیگه حاجـــــــــــیتم به خاطرات پیوست برو و بدون بد بودی اما خدایی روزا خیلیم پررنگ شبا کجایی...
☜-حــــــآجــــ
ینی با اون شدتی که مامانم تو ماشین من آیت الکرسی میخونه! عبدالباسط تو ختم باباش اونجوری قرآن نخونده )))