mob
میرویم ، فردا از مرکز آبادان با شما سخن میگوریم ...
mob
دی رفت و به انتظار فردا منشین دریاب که حاصل حیات امروزست ...
mob
تقصیر ز دل بود و گناه از دیده... آه از دل و صد هزار آه از دیده ...
mob
هرکس به رهی میرود اندر طلبت...
mob
نه سرو توان گفت و نه خورشید و نه ماه ، آه از تو که در وصف نمیآیی آه
mob
ما را نه ترنج از تو مرادست نه به. تو خود شکری پسته و بادام مده ...
mob
از هر که وجود صبر بتوانم کرد ... الا ز وجودت که وجودم همه اوست
mob
مور چه داند که بر خشتی خوام قدم بر میدارد یا دیواره اهرام ...
mob
حاصل تحصیل ما تحصیل حاصل میشود ...
mob
سرزنش ها گر کند خوار مغیلان غم مخور...
mob
گر نروم نیستم ... خدا حافظ امروز روز ما نیست
mob
سلام امروز جمعه اینجا اهواز است صدای من در دنبالر ...