بهنام
گریه ام میگیرد وقتی میبینم کسی که روزی تمام دنیای من بود اکنون منت دیگری رامیکشد...
بهنام
سردی نگاهتو بشکن ، فاصله سزای ما نیست ، با تو بودن آرزومه این جدائی حق ما نیست . . .
بهنام
من یک نامه عاشقانه ام ، بازم کن / محتاج کمی نوازشم ، یارم باش هر قدر که سکه ای سیاهم ای دوست / در قلک سـیــنـه ات پس اندازم کن . . .
بهنام
یک نصیحت: مواظب خودت باش! یک خواهش: اصلاً عوض نشو! یک آرزو: فراموشم نکن! یک دروغ: تورو دوست ندارم!!، یک حقیقت: دلم برات تنگ شده
بهنام
میخواستم نجار شوم ، سر راهم سبز شدی بوی درخت میدادی ومن بیخودی شاعر شدم
بهنام
اللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین
بهنام
مهر تو در ساحل روحم وزید چشم تو در گنجۀ عشقم خزید با تو وفا کردم و لبخند تو مار شد و کفتر جانم گزید
بهنام
گلبرگ به نرمی چو بر و دوش تو نیست
مهتاب به جلوه چون بنا گوش تو نیست
پیمانه به تاثیر لب نوش تو نیست
آتشکده را گرمی آغوش تو نیست