˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
آخرش ما هم رفتیم ، همگی خدافظ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
بدون اینکه "مار" ی در کار باشد مزه ی "زهرمار" را میچشم وقتی نیستی...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
عکست در فال قهوه ام نامت بر لبم یادت در جانم داغت بر تقدیرم ولی جسمت کنار دیگریست ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
تنها ... تنها صفتی است که هفت میلیارد موصوف دارد ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو؟ گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس خواهد گفت. آن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی، روی خندان تو را کاشکی می دیدم. شانه بالا زدنت را بی قید، وتکان دادن دستت که مهم نیست زیاد، وتکان دادن سر را که عجب،عاقبت مرد؟ افسوس، کاشکی می دیدم...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
گاهي بايد نباشي ؛ تا بفهمي نبودنت واسه كي مهمه ! انوقته كه ميفهمي بايد هميشه با كي باشي ..
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
وقتی حرمتها شکسته می شود ببخشید گفتنها سودی ندارد.. سکوت کن
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
حافظه ی آدم های غمگین قویست.. می دانند کجایِ کدام خیابان, آن روز " مُردند "
@نیما صابری
12 سال و 11 ماه و 6 ساعت و 51 دقيقه قبل