ببین چایی ریختهام لبانت، شیرینی این تلخی چشمانت، طعمدهنده این خوشی دغدغههای مشترکمان را کنار این خلوت نوش میکنیم با بوسه، با نوازش با فکر به آینده تا ما یک منزل چاییخوران مانده پس بنوشانم نوشکن
وقتی که دلت گرفته وقتی نیاز داری حرف بزنی و کسی نیست وقتی نیاز داری حرفای ساده بشنوی و صدایی نیست وقتی تنها کار مثبتت زل زدن به دیواره سفید و خالی از قاب عکسه وقتی هر شب میگی این دیگه آخرین شبه وقتی از دیدن آفتاب فردا صبح غصه ات میگیره وقتی هیچ خاطره ای از گذشتت یادت نمیاد وقتی رمان زنده به گور میشه شرح حالت وقتی وقتی وقتی وقتی ...همون وقت، ميفهممت رفيق
@نیما صابری
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 5 ساعت و 25 دقيقه قبل