˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
دهه ي شصت يعني خاله بازي با چادراي مامانامون تو کوچه يعني بيدار شدن با بوي نفت بخاري نفتي يعني بوي نون پنير و نارنگي تو کيف يعني فوتبال دستي يعني اپول مانتو. يعني توپ دولايه دنگي. يعني صف کيلومتري نون يعني دستاي مامان و آب سرد و کهنه بچه.. يعني بوي نم خاک بعد بارون تو کوچه خاکي. يعني ويدئو قاچاق. يعني آتاري و ميکرو. یعنی قارچ خور و شورش در شهر. يعني سيگار زر و فروردين. يعني برنج کوپني يعني فخرفروختن با کتوني ميخي يعني قاق بودن تو بيخ ديواري. يعني ته کلاس و تقسيم لواشک يعني سياه چال يعني کارت صدآفرين. يعني حسرت يک دقيقه خواب بيشتر تو زمستون يعني ادکلن کبرا و ويوا يعني لاک قرمز و قند! یعنی تلويزيون سياه و سفيد. يعني بستني کيم دوقلو. یعنی شیر یخزده و کتری آب جوش و بابا يعني آدامس خروس نشان. یعنی بوي آش و کشک تو يه روز باروني. يعني کيسه و سفيدآب. یعنی بوي ماهي دودي یعنی کارت بازي با دمپايي. يعني کپسول بوتان و پرسي. يعني جوجه رنگي. یعنی چشم کبود و مامان دوستت دم در یعنی يک اتاق و 5 تا بچه. يعني نوار کاست. یعنی سياوش شمس و داريوش. یعنی شربازي پشت وانت همسا
@نیما صابری
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 6 ساعت و 18 دقيقه قبل