˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
هوا بس ناجوانمردانه گرم است...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
شکست آخر سکوت خانه ی من کسی در می زند ، عشق است شاید ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
توی شهری که دیگه از تو ردِپایی نیست ، توی شب ستاره ای واسه خود نمایی نیست ... بی قرارِ تو شدم ، دیگه آروم ندارم ، دارم از غصه ی تو روزو شب کم میارم !!!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
پلک که میزنی فوندانسیون قلب َم به هم میریزد خراب شوم ساختن َ ش با توست نگی نگفتی !!!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
داری دیوونم میکنی ای دله خستـــــــــــــــه .... چیکار به کارِ من داری ای بابا بسته !!!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
سخن ها بر لب «سعدی» ، قلم ها در کف «مانی»
@نیما صابری
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 3 ساعت و 53 دقيقه قبل