˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
تا حالا رو افق خوابیدی ؟!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
گوشه ي لبخندش حرفهايم بود
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
پدرم میگوید کتاب مادرم میگوید دعا و من خوب میدانم که زیباترین تعریف خدا را فقط باید از زبان گلها شنید
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
اين اشک ها نه از پياز است نه از غبار و نه از حساسيت فقط دلم برايت تنگ شد
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
خاک بر سرم راستــــــــــ می گی؟
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
اصلا هر زنی آرزو داره صبح که از خواب پا می شه 2تا چیز بشنوه ! یکی اینکه یکی تو گوشش بگه صبح بخیر خانومم یکیم بگه دوست دارم مامانـی
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
گفت: چند سال داری؟ گفتم: روزهای تکراری زندگیم را که خط بزنم، کودکی چند سالهام!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
شده ام از جنس تفلون . . . . . . . . . نچسب ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
منتظر هیچ دستی در هیچ جای دنیا نباش ... اشک هایت را با دست های خودت پاک کن .. که همه رهگذرن
@نیما صابری
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 1 ساعت و 24 دقيقه قبل