˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
خـــــــــــدا دلم زنگ تفریح می خواد.. . باور کن خسته شـــــــدم.. . از این کلاس رقصیدن به ساز دنیــــــــــــــا.. .
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
مــن اگــــر پـیـامـبـــر میشدم ، معجـــــــزهام خنــــــدانــــدنِ کـودکـان ِ خیـابـانـی بود
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
نماز عشق...!!! ترتیبی ندارد...!!! چرا که با نخستین...!!! سر بر خاک گذاشتن...!!! . دیگر...!!! برخواستی نیست...!!!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
به خودت نگیر شیشهی پنجره ! تمیزت میکنند که کوه را بی غبار ببینند و آسمان را بی لکه .... به خودت نگیر شیشه تمیزت میکنند که دیده نشوی ....
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
لحظه هایی هست که ♥ دلم ♥ واقعاً برایت تنگ می شود. من اسم این لحظه ها را “همیشه” گذاشته ام...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
هر بار که می خواهم به سمـتـت بیایم یادم می افتد ”دلـتـنـگی” هرگز بهانه خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست….!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
خيلى بده احساس كنى مثل دارويى .... فقط وقت نيـــــــــــاز ازت استفــــــــــاده كنند يا سراغـــــي ازت بگیرنـــــــــــد
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
دردهای من جامه نیستند تا ز تن در آورم چامه و چکامه نیستند تا به رشته ی سخن درآورم نعره نیستند تا ز نای جان بر آورم دردهای من نگفتنی دردهای من نهفتنی است
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
به شیطان گفتم : لعنت بر تو باد......... لبخند زد ............ پرسیدم : چرا میخندی ؟ پاسخ داد : از حماقت تو خنده ام میگیرد ! پرسیدم : مگر چه کرده ام ؟ ... گفت : مرا لعنت میکنی در حالی که هیچ بدی به تو نکرده ام ! با تعجب پرسیدم : پس چرا زمین میخورم ؟ جواب داد : نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای ....... نفس تو هنوز وحشی است ........ تو را زمین میزند . پرسیدم : پس تو چکاره ای ؟ گفت : هر وقت سواری آموختی برای رم دادن اسب تو خواهم آمد .......... فعلا" برو سواری بیاموز ..........!!!!!!!!!!!!!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
زندگی کاروانیست زودگذر، آهنگیست نیمه تمام ، تابلویست زیبا و فریبنده ، میسوزد و م...یسوزاند و هیچ درآن رنگ حقیقت نمی گیرد جز محبت
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
خوش به حال اونایی که از اون اول تا آخرش دست شون تو دست یه نفره ♥
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
ای کاش امشب ، من و بالشم که نقش تو را شب ها در آغوشم بازی می کند ، دعوت می شدیم ... بی شک این تراژدی ، اسکار می گرفت ....!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
در دریای چشم های من کسی پارو نمی زند....
@نیما صابری
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 2 ساعت و 18 دقيقه قبل