˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
هنوز گرمه جای بوسم رو پیشونیت ، تمومِ دلخوشیم این بود که میمونی
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
همین حالا بده دستاتو آروم شم ، کمی بیشتر تحمل کن تو آغوشم !!! ببین تنها نشستم خیسِ بارونم ، تو میدونی تو این شبها چه داغونم !!!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
اگر تو روی نیمکتی این سوی دنیا تنها نشسته ای و همه آنچه نداری کسی است.... شاید آن سوی دنیا روی نیمکتی دیگر کسی نشسته است که همه آنچه ندارد تویی........ نیمکت های دنیا را چه بد چیده اند!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
نمی دانم چرا وقتی که راه زندگی هموار می گردد ، بشر تغییر حالت می دهد خون خوار می گردد ، به وقت عیش و عشرت می نوازد طبل بی دینی ، به وقت تنگدستی مومن و دیندار می شود
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
آدم های امروز دوستی های کنسروی می خواهند : یک کنسرو که فقط درش را باز کنند بعد یک نفر شیرین و مهربان از تویش بپرد بیرون و هی لبخند بزند و بگوید حق با توست...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم ! چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم ! اگر داغ دل بود ما دیده ایم ، اگر خون دل بود ما خورده ایم ! اگر دل دلیل است آورده ایم ، اگر داغ شرط است ما برده ایم ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
بعد مثلا ورودی متروی امامخمینی یه عده با شلواک و دمپایی لاانگشتی میان بیرون بعد اون بغل کرم ضد آفتاب و مایو و تیوب میفروشن
@نیما صابری
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 8 ساعت و 10 دقيقه قبل