بی رنگ
دستــــت را بیـــــــاور ....
مردانه و زنانه اش را بی خیـــــــال
دســـــت بدهیم به رسم کودکــــــــــی ...
بی رنگ
سر راه که میروی، "من" را هم جمع کن پشت در بگذار . . . شکسته ام . . . !
بی رنگ
زندگی ، تمامش خطای دید است ! من تو را می بینم و تو ، مرا نمی بینی ... !
بی رنگ
این آرامشِ ظـاهــرم
گمـراهت نکنـــد!
در درون! خـانـه به دوشــم...
بی رنگ
هی ...!! پاییـــــــــز...!! ابرهایت را زودتر بفرست ... شستن این گرد غم .. از دل من .. چند پاییز باران میخواهد ...
بی رنگ
هر چه دلم خواست نه آن میشود/هر چه خدا خواست همان میشود.
" صائب تبریزی "
بی رنگ
نادان، پرسه ميزند و خردمند، سفر ميكند. " توماس فولر"
بی رنگ
به گردم گل بهارم چشم مستت ببینم دور گردن هر دو دستت من آن مرغم که از بامت پریدم ندانستم که هستم پای بستت
بی رنگ
نگاهت آسمانم بود و گم شد دو چشمت سایبانم بود و گم شد به زیر آسمان در سایه تو جهان دردیدگانم بود و گم شد
بی رنگ
به خاکستر چه آتش ها که خفته است چه ها دراین لبان نا شکفته است منم آن ساحل خاموش سنگین که توفان در گریبانش نهفته است
بی رنگ
تن بیشه پر از مهتابه امشب پلنگ کوه ها در خوابه امشب به هر شاخی دلی سامان گرفته دل من در برم بی تابه امشب