بی رنگ
وقتی حس میکنی غم ها تمام وجودت رو پر میکنه دست بالا کن چون تنها شنونده حرفهای تو اوست.
بی رنگ
من کوه شده ام و دیگر
به هیچ کس نمیرسم...
بی رنگ
شکایت از که کنم کانچه میرود به سرم
گناه جهل من و جرم اشتباه من است
نه از قضا گله اى دارم و نه از تقدیر
که دشمنم همه اندیشه تباه من است
بی رنگ
خوب هم که باشی از بس بدی دیده اند خوبی هایت را باور نمی کنند
نفرین به شهری که در آن غریبه ها ، آشناترند
بی رنگ
گاهی وقت ها ، برای صداقتت < تاوان > بايد بپردازی ! گاه به سنگينی ِ زندگيت ...!
بی رنگ
اسمهای مجازی...
تصویر های مجازی...
مشخصات مجازی...
و در بین این همه چیزهای مجازی...
تنها یک چیز حقیقت دارد...
تنهایی من و تو...
بی رنگ
آموخته ام که ... این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان . ((چارلی چاپلین))
بی رنگ
مردی نزد روانپزشک رفت و از غمی که در سینه داشت سخن گفت. روان پزشک پاسخ داد : در شهر دلقکی ست که مردم را میخنداند و شاد میکند نزد او برو تا غم خود را فراموش کنی ، مرد لبخند تلخی زد و گفت : من همان دلقکم
بی رنگ
اﻧﺴﺎن ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ داﯾﺮﻩ ﺑﺎﺷﻪ ﻫﻢ ﯾﻪ ﺧﻂ راﺳﺖ ،ﺗﺎ اﺑﺪ دورﺧﻮدت ﺑﭽﺮﺧﯽ ﯾﺎ ﺗﺎ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ اداﻣﻪ ﺑﺪی…
بی رنگ
دلت که گرفته باشد ... با صدای دست فروش دوره گرد هم ...به گریه می افتی ...!
بی رنگ
برای زندگی کردن یاد گرفتیم که باید پول در بیاریم اما این قدر سر گرم این کار شدیم که یادمون رفت زندگی کنیم
بی رنگ
یک تصویر یا چند تصویر
هرکسی از دید خودش انچه را میخواهد می بیند
شما چه می بیند؟
بی رنگ
وفاداری لذت بخش ترین قسمت یک رابطه عاشقانه است چون درمیابی که تا چه اندازه عاشقی !!