mohammad
کفش هایم مثل آرزوهایم بزرگ است زمانی اندازه ام می شود که پا نخواهم داشت!
mohammad
امروز سر جلسه امتحان به يه دختره پنج تا سوال رسوندم اومد تو محوطه ماچم کرد! الان عذاب وجدان دارم که چرا برگمو بهش ندادم !
mohammad
مانند پرنده باش که روی شاخه سست و ضعیف لحظه ای می نشینید و آواز میخواند و احساس میکند که شاخه می لرزد ،اما به آواز خواندن خود ادامه می دهد زیرا مطمئن است که بال و پر دارد.
mohammad
سلامتي اون رفيقي که مجازيه امـــــــــــا يه جوري واست سنگ صبوره ، که همه رفيقاي واقعيت به گرد پاش نميرسن.
mohammad
پسری یک شب رو کرد به آسمان و به ماه گفت : چرا دوست دختر من یک گل رز راکه یک روز براش زنده میمونه و بعد خشک میشه دوست داره ،ولی من که هر روز براش میمیرم و زنده میشم رو دوست نداره! . . ماه جواب داد:... . . ... . . . این جمله ات خیلی قشنگ بود با اجازه بازنشر میکنم!!
mohammad
دخـتـر: مـن حسـودیم مـیشه ....مـوقعی کـه دختـرا بهـت نگـاه میکـنن ! پســر:حســـودی نـــکن عزیـــزم دختـــر: چــــــرا ؟! پســر: چــون تــو چیـــزی داری کـه اونا نـدارن ! دختــر: چــی ؟ پســر: ♥ قلــــــبم ♥
mohammad
کسی رو برای زندگیت انتخاب کن,
که اگـه آب گـرمـکـن هــم تــو صورتش تـرکـید؛
بهونه های دیگه ای هم برای ادامه زندگی باهاش داشته باشی..!!
mohammad
در ایام قدیم یه کشتی باری بود که ناخدای شجاعی داشت. یک روز دزدان دریایی به کشتی حمله کردند ناخدا گفت : اون پیراهن قرمز منو بیارید، پیراهن رو پوشید و در کنار ملوانانش مردانه جنگید و دزدان را فراری داد. از او فلسفه پیراهن قرمز را پرسیدند. گفت: برای این است که اگر من زخمی شدم و خونریزی کردم، شما نفهمید و روحیه تان را از دست ندهید. چند بار دیگر هم همین اتفاق افتاد و هر بار دزدان در مصاف با کاپیتان پیراهن قرمز شکست می خوردند. یک روز دیده بان گفت : 10 تا کشتی دزدان همزمان به ما حمله کرده اند. همه وحشت کردند یکی دوید تا پیراهن قرمز کاپیتان را بیاورد. کاپیتان که این دفعه حسابی ترسیده بود گفت: پیراهن قرمز لازم نیست، اون شلوار قهوه ای منو بیارید !!! آقا نبودی اینقدر خندیدیم !!!
mohammad
من ، با کناری ات , کنار نمی آیم !!! کنار می روم ……
mohammad
یادمان باشد ! هر پس موندهای که ما زمین میندازیم قامت یه نفررو خم میکنه .
mohammad
یک عمر پشیمونی رو فدای یک لحظه شهوت نکن . . .