mohammad
در تورنتو کانادا یه دانشگاه بود . تازگی ها مد شده بود دخترها وقتی می رفتن تو دستشویی ، بعد از آرایش کردن آیینه رو می بوسیدن تا جای رژ لبشون روی آینه دستشویی بمونه . مستخدم بیچاره از بس جای رژ لب پاک کرده بود خسته شده بود. موضوع رو با رییس دانشگاه در میون می ذاره . فرداش رییس دانشگاه تمام دخترها رو جمع می کنه جلوی در دستشویی و می گه : کسانیکه که این کار رو می کنن خیلی برای مستخدم ایجاد زحمت می کنن . حالا برای اینکه شما ببینین پاک کردن جای رژ لب چقدر سخته ، یه بار جلوتون پاک می کنه . مستخدم با آرامش کامل رفت دستمال رو فرو کرد تو توالت ، بعد که دستمال خیس شد ، شروع کرد به پاک کردن آینه . از اون به بعد دیگه هیچکس آیینه ها رو نبوسید!
mohammad
دونفر عاشق هم ميشن راه ميرن .☻♥ ☻ \█/.\█/ .||. .||. ... ... ... ... ... ... ... ... وميرن .☻♥ ☻ \█/.\█/ .||. .||. وميرررن .☻♥ ☻ \█/.\█/ .||. .||. وميررررن .☻♥ ☻ \█/.\█/ .||. .||. وميررررن .☻♥☻ \█/.\█/ .||. .||. وميرررن .☻♥☻ \█/.\█/ .||. .||. وميرررن .☻♥☻ \█/.\█/ .||. .||. وميرررن خوب حالا شما چرا دنبالشونيد بزاريد راحت باشن خودت خوشت میاد کسی دنبالت کنه والااااا
mohammad
صدای خنده ی سکوت می آید از کوچه ای که روزی سکوت را در آن شکسته بودیم تنهایی خنده دار است؟
mohammad
shanehayat ra baraye gerye kardan dost darammmmmmmmmmmm......
mohammad
ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﯼ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ ، ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺭﺍ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﮐﻨﺪ . ﻧﻘﺎﺷﺎﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺁﺛﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺼﺮ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻧﺪ . ﺁﻥ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﻫﺎ ، ﺗﺼﺎﻭﯾﺮﯼ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺍﺯ ﺟﻨﮕﻞ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻏﺮﻭﺏ ، ﺭﻭﺩﻫﺎﯼ ﺁﺭﺍﻡ ، ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﻣﯽ ﺩﻭﯾﺪﻧﺪ ، ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ، ﻭ ﻗﻄﺮﺍﺕ ﺷﺒﻨﻢ ﺑﺮ ﮔﻠﺒﺮﮒ ﮔﻞ ﺳﺮﺥ . ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﮐﺮﺩ ، ﺍﻣﺎ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻓﻘﻂ ﺩﻭ ﺍﺛﺮ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩ . ﺍﻭﻟﯽ ، ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﯼ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﮐﻮﻫﻬﺎﯼ ﻋﻈﯿﻢ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﻣﻨﻌﮑﺲ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ . ﺩﺭ ﺟﺎﯼ ﺟﺎﯾﺶ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺍﺑﺮﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﻗﯿﻖ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﭗﭼ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ، ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﺵ ﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩ، ﺩﻭﺩ ﺍﺯ ﺩﻭﺩﮐﺶ ﺁﻥ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ ﺷﺎﻡ ﮔﺮﻡ ﻭ ﻧﺮﻣﯽ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺩﻭﻡ ﻫﻢ ﮐﻮﻫﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ . ﺍﻣﺎ ﮐﻮﻫﻬﺎ ﻧﺎﻫﻤﻮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ، ﻗﻠﻪ ﻫﺎ ﺗﯿﺰ ﻭ ﺩﻧﺪﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ. ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺎﻻﯼ ﮐﻮﻫﻬﺎ ﺑﻄﻮﺭ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺑﻮﺩ، ﻭ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺁﺑﺴﺘﻦ ﺁﺫﺭﺧﺶ، ﺗﮕﺮﮒ ﻭ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺳﯿﻞ ﺁﺳﺎ ﺑﻮﺩ. ﺍﯾﻦ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﻫﯿﭻ ﺑﺎ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖ . ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺩﻡ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﺑﻪ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ، ﺩﺭ ﺑﺮﯾﺪﮔﯽ ﺻﺨﺮﻩ ﺍﯼ ﺷﻮﻡ، ﺟﻮﺟﻪ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﯾﺪ. ﺁﻧﺠﺎ،
mohammad
من هروقت می دوئم که به اتوبوس برسم ولی نمی رسم ، همینطور به دویدن ادامه میدم که فکر نکنن ضایع شدم. یه بار سه ایستگاه دویدم
mohammad
باشه قبولــ .... رابطــ ـه ها مَجــــازی شُدنــ . . . ولی ... ولـی دَردهـا که هَمچنــانــ حقیقــی اند !
mohammad
خاطرات خیلی عجیبند . . . گاهی اوقات می خندیم به روزهایی که گریه می کردیم، گاهی گریه می کنیم به یاد روزهایی که می خندیدیم
mohammad
استاد با اینکه دوس ندارم سر به تنت باشه ... ولی وقتی میگی: "از صفحه فلان تا فلان حذف" دوست دارم از جام بلند شم ماچت کنم
mohammad
طبق آخرین آمار، خانوم ها 70٪ عمر خود را در جستجوی یافتن آدرسِ " یه دکترِ خوب " سپری میکنند..!!!
mohammad
طــــلا بــاش تــا اگــه روزگـار آبـــت کــرد ، روز بــه روز طــرحهــای زیبــاتــری از تـــو ســاختــه شـــود سنـــگ نبــاش تــا اگــر زمــانــه تـــورا خــرد کـــرد ، لگـــد خـــورده هـــر بــی کســی شـــوی
mohammad
دلتنگـی نه با قـلـم نوشتـه می شود ، نه با دکمـه های سـرد کیبـورد دلتنگـی را با اشـک می نویسنـد
mohammad
موقع استفاده از خودپرداز... بعضیا آنچنان بهت زل میزنن كه مجبوری بجای 5 تومن 10 تومن برداری آبروت نره !
mohammad
من یاد گرفته ام وقتی بغض می کنم وقتی اشک می ریزم ... ... منتظر هیچ دستــــــــــــــی نباشم وقتی از درد زخم هایم به خودم می پیچم ... مرهمی باشم بر جراحتــــــــــم من یاد گرفته ام که اگر زمین می خورم خودم برخیــــــــــزم من یاد گرفته ام راهی را بسازم به صداقت من یاد گرفته ام که همه رهگذرنــــــــد همـــــــــــه...