بــه #او بــگو یـــیــد دوســتــش دارم بــه او کــه قــلــبــش بــه وســعــت دریــایــیــســت کــه #قــایــق کــوچــک دل من در آن غــرق شــده بــه او کــه مــرا از ایــن زمــیــن خــاکــی بــه ســرزمــیــن نــور و شــعــر و تــرانــه بــرد و چــشــمــهــایم را بــه دنــیــایی پــر از زیــبــایــی بــاز کــرد هــنــور عــاشــقــتــریــنــم هــنــوز #عــاشــق تــریــنــم ای #تــو#تــنــها بــاور مــن
#عشق نمی پرسه که تو کی هستی #عشق فقط میگه تو مال منی #عشق نمی پرسه اهل کجایی فقط میگه تو #قلب من زندگی می کنی #عشق نمی پرسه چرا دور هستی فقط میگه همیشه با من هستی #عشق نمی پرسه که دوستم داری فقط میگه : #دوستت دارم
می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناودانهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم، میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم .