شب مامانم بهم میگه واسه پسر گلم غذای مورد علاقش رو درست کردم … منم خوشحال رفتم میبینم رو گاز هیچی نیست ؛ میگم پس غذا کو ؟ میگه شما در مقابل دوربین مخفی قرار دارید ! برو خودت یه نیمرو درست کن بخور …عجب ...مادر جوگیری داشتیم ما....والااااااا
همسایمون یه طوطی خریده من هم به مامانم میگم: ما هم یكی بخریم میگه: اونا واسه دخترشون خریدن من هم میگم: ما هم واسه خواهرم بخریم مامانم جواب میده: دختر همسایه تنهاست با طوطیه حرف می زنه ولی خواهرت تو رو داره. این هم مامان داریم كل هدف آفرینش ما رو برد زیر سوال
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 5 ساعت و 40 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .