♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ... تک تک مردم را زیسته ام .. دردهاشان را کشیده ام .. و به هر شبی برایشان گریسته ام ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به مقصد که می رسی معلوم نیست مردم هول چیو می زنن...والااااا..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها یک نفر به قله تاریخ می رسد .. هر مرد پا شکسته ای تیمور لنگ نیست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم.... که سرنوشت درختان باغ مان تبر است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ظاهرا هیچ کس هیج جا نمی رود ما فقط فکر می کنیم که پیش می رویم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه خاکی همه جا نشسته ... روی شیشه ها .. روی میز.. روی حباب چراغ..روی ملافه ها.. روی من!... روی این اتاق... از کجا می یاد؟؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من بی حضور تکرار می شوم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چگونه می توانم خشمم را فرو خورم وقتی از زمانه سیرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کافه ای پر از دود... تلخ... مشکی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر چه میخواهی باش... من تنها یک هیچ بزرگم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 4 ساعت و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .