مرا به سردی احساسم وا مدارید اغوشم را به سردی احساس عادت مدهید نو ر چشمان زیر سایه سرد احساسم یخ زده است بوسه های یخ زده ام را در یک کلام با گرمی احساست عادت بده
خدایا... حداقل چیزی بگو که جانم از این غم رها شود.... قرآنت را باز می کنم ... چه محکم پاسخم گفتی عزیز : فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَلَا تَکُن کَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَکْظُومٌ
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 4 ساعت و 32 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .